صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


مجموعه دولت، به ويژه معاونت حقوقي رياست جمهوري طي ماه‌هاي گذشته، ضمن طرح چندين شكايت عليه اين سايت فيلترشده، به انحاء مختلف به اعمال فشار بر دستگاه قضايي پرداختند و خواستار توقف فعاليت پايگاه اينترنتي «بازتاب» بنا بر آیین‌نامه مصوب خود شدند

۱ مهر ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۷:۴۴ تعداد بازديد: 138700 كد خبر: ۷۵۴۸۴

سرانجام پس از ۷ ماه فشار شديد مقامات دولت بر دستگاه قضايي، عوامل دادستاني تهران عصر روز چهارشنبه گذشته با حضور در دفتر سايت «بازتاب»، اقدام به پلمب این دفتر کردند.

بنابر این گزارش، مسوولان سايت بازتاب نيز براي رفع مشكل پيش‌آمده، طی این مدت از به‌روزرسانی اخبار خودداری کرده‌اند.

سایت بازتاب، از ۲۴ بهمن ماه گذشته به دستور کارگروه فیلترینگ سایتها در دولت، بنابر آیین‌نامه مصوب دولت و بدون حکم قضایی فیلتر شده‌بود. در آخرین روز اداری سال ۸۵، دیوان عدالت اداری در پاسخ به شکایت «بازتاب»، دستور موقت رفع فیلترینگ این سایت را صادر کرد و برای چند روزی این سایت رفع فیلتر شد. اما با واکنش سریع مقامات دولتی پس از ایام تعطیلات نوروز، مجددا ISP ها مجبور به فیلترينگ این پایگاه شدند.

از نيمه فروردين ماه گذشته، مسوولان بازتاب طي نامه‌اي به كارگروه مذكور درخواست تجديد نظر در فيلترينگ اين سايت كردند كه به رغم گذشت حدود ۶ ماه پاسخي دريافت نكرده‌اند.

با اين وجود، دست‌اندركاران اين سايت طي هفت ماه گذشته به فعاليت رسانه‌اي خود ادامه داده و به رغم فيلترينگ از سوي مخابرات توانستند همچون گذشته عنوان پربيننده‌ترين سايت خبري فارسي را براي خود حفظ نمايند و از سوي ديگر نقدهاي كارشناسانه و از موضع اصولگرايي اين سايت بر عملكرد مسوولان و به‌ويژه دستگاه‌هاي دولتي همواره موثر و نافذ بود. اما همين تاثيرگذاري بر افكار عمومي منجر به تشديد فشارهاي مقامات دولتي به‌ويژه در آستانه انتخابات شد.

بنابر اطلاعات رسيده، كارگروه تعيين مصاديق دولت با رد درخواست تجديدنظر بر راي قبلي خود پافشاري كرده و مجموعه دولت، به ويژه معاونت حقوقي رياست جمهوري طي ماه‌هاي گذشته، ضمن طرح چندين شكايت عليه اين سايت فيلترشده، به انحاء مختلف به اعمال فشار بر دستگاه قضايي پرداختند و خواستار توقف فعاليت پايگاه اينترنتي «بازتاب» بنا بر آیین‌نامه مصوب خود شدند و مسوولان قضایی نیز پس از ماه‌ها تحمل فشار به درخواست آنان تن داده و عوامل دادستاني تهران عصر روز چهارشنبه گذشته، دفتر سايت «بازتاب» را پلمب کردند.

در اين حال "فواد صادقی"، مدیر سابق بازتاب در گفتگو با سايت فرارو با صراحت پرسش های مختلفی چون دلایل اصلی توقیف بازتاب، ارتباط بازتاب با محافل امنیتی، اتهام سهم خواهی بازتاب از دولت نهم، شایعه خریداری یک رسانه دیگر توسط تیم بازتاب، دلیل استعفای خود از مدیریت سایت، احتمال انتقام از محسن رضایی... پاسخ داده است.

فرارو: آقای صادقی، ماجرای فیلتر شدن و بعد توقیف بازتاب چیست؟
صادقی: همانطوری که اطلاع دارید در 24 بهمن ماه 1385 اطلاعیه ای از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شد که طی آن بازتاب مسدود اعلام شده بود و این حاصل تصمیم کارگروهی اعلام شد که مرکب از چند تن از اعضای هئیت وزیران از جمله وزاری ارشاد، اطلاعات، ارتباطات و دادگستری بود.

بعدها که صورتجلسه ای که به عنوان پشتوانه این اطلاعیه منتشر شد، به رؤیت ما رسید، مشخص شد که علت اصلی فیلتر شدن بازتاب و یا حداقل آن‌چیزی که به این عنوان در صورتجلسه قید شده بود، بزرگ نمایی تهدیدات خارجی کشور و طرح مسئله حمله است.
و جالب اینجاست امروز که خبر توقیف بازتاب را رسانه ها منتشر کردند، درست زمانی هست که سخنان رهبر انقلاب در راستای پاسخ ایران به تهدیدات احتمالی و جدی ارزیابی کردن تهدیدات در روزنامه ها چاپ شده است.
بنابراین شاید برای همه مشخص باشد که این اتهام، اتهامی بی اساس و به نوعی پوششی بود برای مسدود و توقیف کردن یکی از مؤثرترین رسانه های خبری و تحلیلی کشور که در روزی که فیلتر می شد حدود 250 هزار بیننده در روز داشت و در این روزها و پس از هفت ماه مسدودسازی سخت، شمار بیننده هایش به حدود 140 هزار بیننده در روز رسیده بود؛ بعلاوه ده‌ها هزار بیننده که از طریق اشتراک اخبار و سرویسهای RSS از مطالب استفاده می کردند.

بنابراین شاید بهتر باشد که بگوییم مهمترین علت توقیف بازتاب اثرگذاری آن به عنوان یک رسانه مستقل بود که خارج از چرخه رسمی و فرمایشی رسانه های دولتی، اخبار و تحلیل‌هایی را در جهت اطلاع رسانی به افکار عمومی منتشر می کرد و ظاهرا معاونت حقوقی رئیس جمهوری با استناد به همان تصمیم کارگروه و تلقی کردن تصمیم دولت مبنی بر فیلترینگ بازتاب به مثابه قانون و فشار به قوه قضائیه، توانسته است حکم پلمب بازتاب را از دادستانی تهران دریافت کند.

فرارو: اتفاق عجیبی که پارسال افتاد این بود که در آخرین روزهای سال، گویا بنا به حکم قضایی، از بازتاب رفع فیلتر شد؛ اما به فاصله اندکی دوباره فیلتر شد. ماجرا چه بود؟

صادقی: یک بدعت که متاسفانه با فیلتر کردن بازتاب در تاریخ جمهوری اسلامی اتفاق افتاد، تمرکز اختیارات مختلف در یک قوه بود. بنابرقانون اساسی، قانونگذاری به مجلس واگذار شده، اختیارات اجرا به دولت و اختیارات امور مجازات به قوه قضائیه. اما دولت آئین نامه ای را مصوب کرد که طی آن به چهار نفر از وزرای خودش این اجازه را داده بود که هر سایتی را که مناسب می دانند مسدود و در واقع اعدام کنند؛ که این خلاف اصل 138 قانون اساسی است و این آیین نامه به مجلس شورای اسلامی هم ارسال نشد. البته گویا روال هم شده کما اینکه آقای حدادعادل سه روز پیش در نامه ای به رئیس جمهور راجع به بحث ساعتها به این رویه غیرقانونی دولت در عدم ارسال مصوبات خودش به مجلس اعتراض کرد.

بنابراین تصویب اصل آیین نامه در مجلس بنابر اصل 48 قانون اساسی دارای خدشه و ابهام هست؛ مضاف براینکه این عملکرد کارگروه دخالت در کار قوه قضائیه بود و دولت به عنوان شاکی، مدعی العموم، قاضی و مجری حکم در آن واحد چهار عنصر قضایی را خودش به عهده گرفت و بازتاب را مسدود کرد. اما شعبه سوم دیوان عدالت اداری در تاریخ 26 اسفندماه با استناد به این رویه اعلام کرد که این حکم دولت غیرقانونی است و بازتاب باید رفع محرومیت شود. وزارت ارتباطات در ابتدا این حکم دیوان را اجرا کرد ولی با گذشت کمتر از دو هفته با تصمیمی که مجددا آن مجموعه دولتی گرفت به وزارت ارتباطات دستور داده شد که مجددا بازتاب را فیلتر کنند.

همزمان فشار شدیدی به دیوان عدالت وارد شد و همچنانکه قاضی پرونده در حکمش نوشته، تعدادی از مسئولان دولتی با رئیس دیوان مذاکره کردند و حتی در نماز جمعه تهران حملات شدیدی به قوه قضائیه شد و سرانجام پس از حدود یک ماه، دیوان عدالت اداری با عنوان کردن اینکه حکم مسدود کردن بازتاب یک حکم اولیه است و دولت هنوز نظر قطعی خودش را اعلام نکرده، تصمیم خودش را پس گرفت و آن را موکول کرد به اعلام نظر قطعی دولت.

البته با توجه به اینکه دولت قبل از اینکه دیوان حکمش را پس بگیرد، عملا فیلتر کردن را آغاز کرده بود، به نظر می رسد که نقش دیوان عدالت اداری یا هر دستگاه دیگری در این پرونده اثر عملی چندانی نگذارد و وقتی دولت از موضعی اقتدارآمیز وارد می شود و به قوانین از قانون اساسی گرفته تا قوانین مصوب مجلس کوچکترین توجهی نمی کند، امید بستن به دستگاه قضایی که بتواند با استقلال به موضوع رسیدگی کند، واقع بینانه نیست. البته با این لایحه دوفوریتی که اخیرا دولت برای نظارت بر سایتهای خبری به مجلس ارسال کرده، نشان می دهد که خود دولت هم به این نتیجه رسیده که رویه اش غیرقانونی بوده و می خواهد قانونی را در مجلس به تصویب برساند که به صورت قانونمند بتواند جریان خبری کشور را به کنترل خودش در بیاورد. حالا باید منتظر ماند و تحولات آینده را دید ولی آنچه که در پرونده بازتاب صورت گرفت، به عنوان یکی از نقاط سیاه حوزه دخالت دولت در کار دو قوه مستقل مجلس و قوه قضائیه ثبت می شود.

فرارو: بازتاب تا قبل از این جریانات همواره به "خودی بودن" برای نظام شهرت داشت. تا آنجا که حتی مکررا رسانه ملی اخباری را از بازتاب با ذکر منبع نقل می‌کرد. بعضی‌ها معتقدند که چون بازتاب و جریانی که احتمالا حامی ان است از دولت سهم خواهی کرده و پاسخ مناسبی نگرفته این برخوردهای تند بین دولت و بازتاب پیش آمده. نظر شما چیست؟

صادقی: اینگونه نبوده است که بازتاب تا قبل از روی کار آمدن دولت جدید یک رسانه خودی و معتمد و به نوعی تحت مصونیت محسوب شده باشد. اگر نگاهی به پرونده بازتاب داشته باشیم، متوجه می شویم که بازتاب قبل از روی کار آمدن دولت نهم، سه بار توقیف شد و هر سه بار هم با شکایت نهادهای دولتی بود.

بار اول در مهرماه 1382 بود که توسط وزارت اطلاعات توقیف شد البته به مدت سه روز. و زمانی که مشخص شد که بازتاب هیچ تخلفی در افشای اطلاعات و اخبار محرمانه هسته ای نداشته و صرفا به دلیل انتقاد از عملکرد دولت توقیف شده ، آزاد شد.

در سال 1383 باز هم بازتاب توقیف شد. به مدت یک هفته با شکایت شورای عالی امنیت ملی که دبیر این شورا آقای روحانی بود و ریاست شورا آقای خاتمی، باز هم به خاطر انتقاد بازتاب از عملکرد تیم هسته ای.

در سال 1384 در مهرماه مجددا بازتاب توقیف شد باز هم به شکایت آقای روحانی که البته آن زمان ایشان عهده دار مسئولیت نبوده اند اما پرونده ای در مردادماه 83 و در آخرین روزهای تصدی گری آقای روحانی تشکیل شده بود.

بنابراین رویکرد انتقادی بازتاب نسبت به دولتها فارغ از اینکه دولت در اختیار چه گروه یا حزبی باشد، ادامه پیدا کرد و در سال 85 هم که بنابر همین مسائل مرتبط با پرونده هسته ای بازتاب توقیف شد، باز هم یک کار دولتی بود. من تفاوتی نمی بینم در مشی بازتاب.

اتفاقا تفاوت را در عملکرد دولتها می بینم. زمانی که خود آقای احمدی نژاد مدیرمسئول روزنامه همشهری بود در سال 1383 تندترین توهین‌ها به بازتاب توسط مسئولان وقت پرونده هسته ای انجام شد و بازتاب که بر لغو تعلیق‌ها اصرار داشت و انتقاد می کرد از عملکرد مسئولین هسته ای، جوابیه اش را آقای احمدی نژاد سانسور کرد و برخلاف قانون مطبوعات اجازه نشرش را نداد. اما هنگامی که همین فرد رئیس جمهور شد و همان انتقادات را به زبانی بسیار صریحتر و گزنده تر مطرح کرد باز هم بازتاب را مورد شماتت قرار داد که کارشکنی می کند در پرونده هسته ای. اینکه مسئولان کشور سایتی که امکانات دولتی ندارد و درحد یک سایت اینترنتی هست بدون تبلیغات و بدون وسعت فعالیت را عامل اخلال در پرونده هسته ای می دانند، از نگاهی اهمیت و اثرگذاری کار حرفه ای خبری را می رساند و از نگاهی دیگر کم ظرفیتی مسئولان کشور را.

در مقطع انتخابات ریاست جمهوری هم، به رغم آنکه بازتاب متهم می شد به انتصاب به آقای رضایی و آقای هاشمی و موافقت با نظر این دو شخصیت نظام، ما موضع بی طرفی فعال را در انتخابات داشتیم و سعی می کردیم که مشارکت مردم را افزایش بدهیم و در مجموع هم به نظرم بازتاب عملکرد موفقی در انتخابات ریاست جمهوری داشت و پس از انتخابات تا مقطع معرفی وزرا که حوزه سهم دادن به احزاب هست، اتفاقا بازتاب حمایت کامل از آقای رئیس جمهور کرد. به جهت آنکه ایشان تا مقطع معرفی وزرا با آراء مردم پیش می رفت.

پس از آن كه وزرا معرفی و سهم تقسیم شد، بازتاب موضع خودش را به دولت اعلام کرد. موضع همیشگی خودش یعنی نقد اصولگرایانه و سازنده که اتفاقا برعکس سهم خواهی هست. چونکه اگر قرار بود سهم خواهی انجام شود باید تا قبل از معرفی وزرا و قبل از اینکه پستها توزیع شود انجام می گرفت. هرچند که قرار گرفتن در دولتی که سطحش سطح فعلی هست، فکر نمی کنم چندان امتیازی برای آدمهای جاافتاده و باشخصیت پایدار و تجربیات مفید باشد! به نوعی امتیاز برای دولت هست که افراد قوی را جذب کند و ما خیلی از کسانی را سراغ داریم که اکراه داشتند از اینکه در این دولت اسمشان مطرح شود و یا مسئولیتی بپذیرند و آنهایی هم که پذیرفته اند، بسیاری شان الان نادم هستند.

به نظر من واژه سهم خواهی یک طنز سیاسی هست. چون این دولت با این شرایطی که دارد، و شرایطی که به وجود آورده، و تجربه انتخابات شوراها، دولت مستعجل است و باید خیلی به دنبال مدیران قوی برود و التماس کند که افرادی با سطح بالا در آن حضور پیدا کنند. در هر صورت بازتاب یک رسانه ای بود که افراد مؤثر در آن تمایلی به پذیرفتن سمت دولتی نداشتند و کسانی هم که به نوعی در جریان فکری بازتاب نزدیک بودند، خودشان و جایگاهشان را در آن حد نمی دانستند که قبول مسئولیت کنند در این دولت و بخواهند کمکی در جهت به عهده گرفتن بار اشتباهات و ناکامی های دولت بکنند، دولتی که خلق الساعه تصمیم می گیرد و خلق الساعه اجرا می کند و بیشتر به دنبال فرافکنی هست. من کسی که در میان جریان فکری نزدیک به بازتاب آرزوی داشتن مسئولیت در این دولت داشته باشد را نمی شناسم که حالا رئیس جمهور مسئولیتی به این افراد بدهد که ما از قِبلش شاد بشویم یا نه!

فرارو: شما همواره یکی از مهره‌های کلیدی بازتاب بودید. چرا استعفا دادید؟ البته در خبری که راجع به این موضوع همان زمان در بازتاب منتشر شد دلیل این استعفا چیزی شبیه رسیدگی نشدن به پرونده های مفاسر اقتصادی عنوان شده بود که با توجه به جایگاه رسانه ای شما یک مقداری بی ربط می نمود!

صادقی: من فکر می کنم که یکی از شاه کلیدهای موفقیت بازتاب این بود که محصول یک کار جمعی بود. یعنی آن تیمی که بودند، به صورت هماهنگ و یکپارچه عمل می کردند و هیچوقت "فرد" در بازتاب نقش محوری نداشت. بنابراین اگر اسم بنده بیشتر مطرح شده این است که طبیعتا هر مجموعه سعی می کند مسائل و مشکلات بیرونی اش را در یک یا دو نفر متمرکز کند که بقیه افراد بتوانند کار خودشان را انجام دهند و الا دوستانی که در مجموعه بازتاب زحمات زیادی کشیدند در بخش های مختلف، گمنام هستند و من فکر می کنم از بالاترین سطح کارکرد حرفه ای در حوزه مطبوعات ایران برخوردارند و حتی دیدارها و صحبت‌هایی که با خبرنگاران معتبر روزنامه های مهم دنیا انجام شد، آن‌ها سطح کار خبری بازتاب را در سطح حرفه ای و فراتر از ژورنالیستهای متعارف ایران ارزیابی می کردند.

و اما در مورد استعفا. ما پس از مدتی از فعالیت بازتاب شاهد ورود اطلاعات گسترده ای درباره مفاسد اقتصادی و تخلفات مسئولین و مدیران و پرسنل دستگاههای دولتی، شبه دولتی و يا نهادهای خاص بودیم. طبیعتا ارسال این اطلاعات مسئولیت ما را دوچندان می کرد. ما پیگیریهای بسیار گسترده ای انجام دادیم و به صحت بسیاری از این گزارشها پی بردیم. حتی تعدادی از افرادی که در نهادهای مختلف بودند با به خطر انداختن شغل خودشان و حتی زندگی خودشان، توانستند اسناد و اطلاعات منحصر به فردی راجع به آلودگیهای اقتصادی و مالی در کشور به بازتاب بفرستند. طبیعتا یک رسانه خبری از این اطلاعات منحصر به فرد را استقبال می کند. اما از آنجا که بازتاب خود را متعهد به حرکت در چارچوب نظام می داند، سعی کرد پیش از آنکه به فکر منافع صنفی خودش باشد در جهت اصلاح حرکت کند. ما این اطلاعات را به مراکز اصلی تصمیم گیری نظام ارسال کردیم. به دفتر رهبری، به دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی، به دستگاههای نظارتی و قضایی و انتظار داشتیم به این پرونده ها رسیدگی شود. البته بی انصافی است اگر بگوییم هیچ رسیدگی ای نشد. خیلی از تخلفاتی که ما افشا کردیم مؤثر واقع شد ولی از آن مطالبی که افشا نکردیم و به جهت حفظ مصالح نظام، به جهت اینکه صلاح نبود افرادی در آن مقطع در اذهان عمومی متهم و محاکمه بشوند، آن پرونده ها و اطلاعات منحصر به فرد متاسفانه مورد رسیدگی قرار نگرفت و بنابر مسئولیتی که بنده داشتم در بازتاب، بنای ما بر آن بود که یا اطلاعات فوق را منتشر کنیم یا اینکه بنده دیگر مسئول نباشم. در نتیجه به خاطر تعهد اخلاقی که به منابع خبری داشتم راه حل دوم انتخاب شدو بنده مدیرمسئولی را به یکی از دوستان واگذار کردم.

فرارو: یعنی هیچ فشار دولتی یا قضایی نبود؟

صادقی: در آن مقطع فشار روی بازتاب بسیار شدید بود. اما اینکه بر تغییر مدیرمسئول تکیه کنند، اینگونه نبود. من از حدود شش ماه قبل و مقطع انتخابات تصمیم گرفتم که استعفا بدهم. البته در مقطع انتخابات به صلاح نبود این قضیه و بعد هم بحث انتخاب کابینه مطرح بود و بعد هم که قرار شد این جابجایی را انجام بدهیم به مدت یک ماه بازتاب توقیف شد. بعد از رفع توقیف در آبان 84، این بحث مجددا در دستور کار قرار گرفت و در آذرماه این جابجایی صورت گرفت.

فرارو: یکی از ادعاها یا تهمت‌های همیشگی در مورد بازتاب این بود که بازتاب با نهادهای امنیتی و نظامی، مثلا سپاه همکاری دارد. در این مورد توضیح بدهید.

صادقی: دوستانی که در مجموعه بازتاب همکاری داشته اند، اعضای فنی و تحریریه تقریبا همه بچه‌های نسل سوم انقلاب بودند و عموما زیر سی سال سن دارند. حتی من دیدم بعضی از این شبکه گفته اند که خود بنده هم از عوامل رژیم در دهه شصت بوده ام. چیزی که به سن و سال من و دوستان نمی خورد. البته تکذیب نمی‌کنم که با نهادهای نظامی و امنیتی و اطلاعاتی کشور ارتباط کاری داشتیم اما به جهت آن مطلبی که عرض کردم.
هر رسانه خبری که بخواهد فعال وارد عرصه بشود، طبیعتا یک حوزه اخبار اطلاعاتی و امنیتی دارد. طبیعی است که ما در برخی موارد، اخبار را قبل از انتشار به آنها اطلاع می دادیم. مثلا در مورد ناامنی‌ها در مناطق مرزی و یا مسائل تروریستی که اخبار منحصر به فردی ما داشتیم، این لازمه هماهنگی بود.

حتی برخی از موارد بود که بعد از انتشار یک خبر، این نهادها اعتراض داشتند به ما و یا یک نکاتی راجع به خبر داشتند. پس طبیعتا این ارتباط کاری وجود داشته است. ولی اینکه به نوعی این نهادها سهام‌دار باشند در بازتاب و یا در سیاستگذاریهای این سایت دخیل باشند ، این امر اتفاق نیفتاده و نشان‌دهنده آن هم این است که موضع بازتاب کاملا مستقل است. حتی در مقطعی که وزارت اطلاعات و شورای امنیت ملی جنگ عراق را انکار می کرد، در زمستان 81 ما صراحتا گفتیم که جنگ شروع می شود. در مقطعی که ما تهدیدات را جدی ارزیابی می کردیم، وزارت اطلاعات می گفت تهدیدات جدی نیست و به همین دلیل بازتاب را فیلتر کردند. یعنی ما مجموعه تحلیل‌ها و اخبارمان به صورت مستقل بوده است.

فرارو: قبول دارید که مساله فیلتر شدن بازتاب در تند شدن خط خبری و تحلیلی این سایت بر علیه دولت و به خصوص وزارت ارشاد تاثیر داشت؟
صادقی: فیلم حضور آقای احمدی نژاد در مراسم رقص بازیهای آسیایی و یا بحث هاله نور یا مسائل مربوط به هولوکاست، که تندترین مطالب بازتاب به شمار می روند را ما قبل از اینکه فیلتر شویم کار کردیم و در این هشت ماهه خبر منحصر به فردی که در اختیار کسی نباشد را علیه دولت منتشر نکرده ایم که شما اینطور جمع بندی می کنید.

راجع به وزارت ارشاد هم اتفاقا موضع ما عکس موضعی بود که اپوزیسیون و دشمنان دولت اتخاذ می کردند که متهم می کردند دولت را به طالبانیسم. ما در مورد وزارت ارشاد به نفی ارزشهای اسلامی توسط این وزارتخانه دولت نهم که مدعی اسلامگرایی هست تأکید کردیم که اتفاقا رهبر انقلاب در دیدار اخیر با دولت همین نکته را تاکید کرده اند و از مظلومیت فرهنگ در دولت نهم انتقاد کردند.

ما از ممیزی ولنگارانه وزارت ارشاد انتقاد می‌کردیم و اینکه ضابطه ای وجود ندارد و بسیاری از مسائل غیرارزشی توسط این وزارتخانه و مسئولینش که ادعای ارزشی بودن دارند و خودشان را به سپاه و ‌به ارزش‌ها منتسب می دانند والبته واقعش خلاف این هست، منتشر شده است.

فرارو: آیا به نظر شما فیلتر شدن و توقیف بازتاب فقط به بازتاب به مثابه یک "رسانه" ربط دارد؟ آیا ممکن نیست بازتاب تا حدی قربانی یک جنگ قدرت بین جریان حامی آقای احمدی‌نژاد و جریان حامی آقای رضایی شده باشد؟ این یک پیام به آقای رضایی نمی‌تواند باشد؟

صادقی: البته به تعبیر شما نه، ولی بعضی از دوستان ما معتقد هستند که برخی از حوادث گذشته نظیر انتخاب هیات رئیسه خبرگان و ناکامی یکی از عوامل قدرت در انجام سناریویش که توسط بازتاب افشا شد یا وقایع پیش رو مانند انتخابات مجلس هشتم و یا تصمیماتی که از الان برای آن انتخابات گرفته شده که ممکن است با عملکرد بازتاب دچار خدشه بشود، در این برخورد دخیل بوده است.
در واقع شاید محافل قدرت با توقیف بازتاب سعی کردند یکی از معضلاتی که برای تصمیم گیری در مورد کشور داشتند، را حل بکنند که البته تجربه‌هایی مثل ماجرای دوم خرداد نشان می‌دهد هر چه فضای رسانه ای قانونمند را محدودتر بکنند، اثر رسانه های غیرقانونمند یا رسانه سینه به سینه بیشتر می شود و نتیجه بدتری عاید این محافل قدرت می شود. من فکر می کنم در ماههای آینده نشان داده خواهد شد که پژواک صدای مستقل در ذهن ایرانی از بین نمی رود و تشدید هم خواهد شد.

فرارو: فکر می‌کنید عاقبت این توقیف بازتاب به کجا ختم شود؟ آیا این حکم واقعا موقت خواهد بود؟

صادقی: به نظر من با شرایط فعلی کشور و فشاری که روی قوه قضائیه هست و موضع نسبتا ضعیف شده ای که قوه قضائیه در مقابل این فشارهای شدید دارد، حداقل تا مقطع انتخابات اتفاق خاصی نخواهد افتاد. بعد از انتخابات با توجه به ترکیب مجلس جدید و تغییر آرایش سیاسی کشور، احتمال دارد که تغییر و تحولات مهمی در شرایط رسانه ای کشور فراهم شود و باید تا آن مقطع منتظر بود و دید که آیا بسته شدن فضای افکار عمومی تشدید خواهد شد و یا با یک وسعت و گشایشی همراه خواهد شد.

فرارو: یعنی خوانندگان بازتاب امسال منتظر نباشند؟

صادقی: ما درخواست خود را به مراکز ذیصلاح ارسال کردیم و مدارک و دلایل مبرهن و مستند را ارسال کردیم. باز هم می گویم که بستگی دارد به شرایط کشور. اگر همانگونه که رهبری دیروز صحبت کردند بنای نظام بر این باشد که یک فضای دموکراتیک و آزاد و مشارکتی در انتخابات مجلس فراهم بشود، ممکن است قبل از انتخابات فضا را باز کنند. اما اگر دولت در یکجانبه گرایی خودش در عرصه انتخابات ادامه بدهد، بعید است که تا آخر سال امکان بازگشایی بازتاب فراهم شود.

فرارو: آیا ممکن هست با خرید یا اجاره یک رسانه دیگر تیم بازتاب به فعالیت خودش ادامه بدهد؟ نظیر آن چیزی که بعضی مطبوعات دوم خردادی انجام می‌دادند.

صادقی: مشی ما با مشی مطبوعات دوم خردادی متفاوت است. از مقطع فیلتر شدن پیشنهاداتی شد که ما یا رسممان را عوض کنیم یا اسممان را عوض کنیم. یعنی یا اینکه مواضعمان را عوض کنیم و معامله کنیم با دولت و در ازای دریافت یک سری امتیازاتی با دولت همراهی کنیم یا اینکه همین موضع خودمان را در چارچوب یک سایت دیگر ارائه کنیم که مشی بازتاب چون براساس شفافیت است و براساس صداقت با مخاطب، اینگونه جابجایی ها را قبول نکردیم. درمورد اینکه دوستان ما بخواهند در مجموعه دیگری مشغول کار بشوند هم، هنوز جمع بندی انجام نداده اند. اینکه کلیت بازتاب منتقل بشود به مجموعه ای دیگر که قطعا مورد پذیرش نیست اما اینکه تعدادی از دوستان به مجموعه دیگری منتقل بشوند، هنوز جمع بندی نشده.
این شایعه ای هم که از طرف رسانه های نزدیک به دولت منتشر شده مبنی بر اینکه یک سایتی توسط تیم بازتاب خریداری شده، یک طنز سیاسی بود. ما همین حالا هم مشکلات مالی شدید دچار هستیم. بازتاب نیاز به خرید سایت ندارد و می توانست با هزینه اندک یک سایت دیگر تأسیس کند، اما سیاست ما این نیست. ما یک بازتاب دیگر نخواهیم داشت. 
 



  •   درود بر بازتاب . باینکه سایت بازتاب فیلتر شده است و دیگر بروز رسانی نمیشود اما هروز به عنوان اعتراض به پلمب این سایت -به سایت بازتاب سر می زنیم تا همچنان پر بیننده ترین باشد. با تشکر FadaT

  •   با سلام و خدا قوت خدمت دستاندرکاران مجموعه خبری بازتاب که شمارشان از همان تعداد انگشتان دو دست فراتر نمی رود
    با رویت عنوان خبری که مربوط به پلمپ شدن مجموعه خبری بازتاب بود، به همان اندازه مکدر و دلگیر شدم که شنیدن سخنان ریاست جمهوری در دانشگاه کلمبیا غمگینم کرده بود. تاثر خاطر تنها برای من نیست و هر ایرانی دلسوزی که در کویر خشک سانسور خبری و رسانه فرمایشی در عطش یک منبع آگاه و بی غرض به سایت های فیلتر شده ی دنیای مجازی پناه می برد نیز با دیدن عنوان مسدود شدن فعالیت یک چشمه کوچک اما سیراب کننده خبری شاید بیشتر از من هم متاثر و دلگیر شود.
    تفضیل و برتری مجموعه بازتاب نسبت به سایر منابع خبری تنها افشاگری های صادقانه ی آن نبود بلکه بقا و پایداری در چنین شرایط آغشته به سانسور و فشار های گسترده نیز کاری شگرف است. به عنوان یک ایرانی از نسل سوم بعد از انقلابی که آرمان هایش را قبول کرده ام امید دارم همت میشگی دستاندرکاران منجر به از سر گیری فعالیت های این مجموعه صادق گردد.
    یک انسان معتقد به صداقت اطلاع رسانی

  •   دست مزن ! چشم ببستم دو دست

    راه مرو ! چشم دو پایم شکست

    حرف مزن ! قطع نمودم سخن

    نطق مکن ! چشم ببستم دهن

    هیچ نفهم ! این سخن عنوان مکن

    خواهش نافهمی انسان مکن

    لال شوم ! کور شوم ! کر شوم !

    لیک محال است که من خر شوم

  •   سلام خسته نباشيد.

    به منظور نشان دادن اعتراض به پلمب كردن بازتاب طوماري الكترونيك ايجاد شده كه خواهشمند است لااقل در قسمت نظرات آخرين خبر خود درج كنيد تا ديگران هم آنرا امضا كنند. به اميد روزي كه مسوولان روحيه انتقادپذيري و بزرگ منشي را داشته باشند.
    http://www.petitiononline.com/baztab/petition.html

    متن امضا بدين شرح است:
    درخواست آزادسازی دفتر سايت بازتاب

    رياست محترم قوه قضائيه جمهوري اسلامي ايران

    از آنجا كه دفتر سايت خبري بازتاب Baztab.com ، بعدازظهر چهارشنبه 29 شهريورماه 1386 به دستور دادستاني تهران پلمب شده است و بدليل آنكه بازتاب، پربيننده ترين سايت خبري فارسي زبانان با رويكردي نقادانه ولي در عين حال مدافع اصول اساسي نظام جمهوري اسلامي مي باشد و نيز در جهت اطلاع رساني شفاف، به موقع، دقيق و همه جانبه از اوضاع و تحولات اجتماعي سياسي ايران و جهان بخصوص در اين برهه حساس از زمانه خواهشمند است دستور فرماييد دفتر مذكور از پلمب خارج گردد.

    شما نیز می توانید با امضا نمودن این طومار درخواست آزادسازی دفتر بازتاب را به ریاست قوه قضائیه اعلام دارید!

    وبلاگ اعتراض به پلمب كردن بازتاب:
    http://freebaztab.persianblog.ir

  •   پیشنهادی برای اثبات صداقت احمدی‌نژاد

    محمدرضا يزدان‌پناه

    آقای احمدی‌نژاد پیش از سفر به نیویورک آمریکا و حضور در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، در جمع خبرنگاران از «محدودیت‌های موجود برای مردم آمریکا» ابراز تأسف کرد و خبر از آن داد که وی در سخنرانی خود در این اجلاس، اشتیاق مردم آن کشور در خصوص شنیدن سخنانی نو را به نمایندگی از کشور ایران برطرف می‌سازد.

    باید اذعان کرد که نگرانی رئیس جمهور درباره به خطر افتادن آزادی‌های مردم آمریکا (البته اگر این ادعا صحت داشته باشد)،‌ واقعا در خور تقدیر و قابل احترام است. اما بد نیست تا آقای احمدی‌نژاد برای یک بار هم که شده کلاه خود را قاضی کنند و این پرسش را در نزد خود پاسخ گوید که «آیا آزادی‌ها و محدودیت‌های احتمالی مردم آمریکا اساسا قابل مقایسه با محدودیت‌هایی است که در ایران علیه آزادی‌های مدنی مردم وجود دارد و خوشبختانه در این اواخر و به یمن دولت نهم دیگر کمتر کسی هم یافت می‌شود که آنها را کتمان کند؟»

    کاری به تعطیلی پشت سرهم روزنامه‌ها، توقیف و فیلترینگ سایت‌های خبری (که این روزها با توقیف «بازتاب» حتی دامان خودی‌ها را نیز گرفته است)‌،‌ نقض حقوق اقلیت‌های دینی و قومی در کشور، برخوردهای خشن و گسترده با فعالان حقوق بشر و زنان، بگیر و ببندهای خیابانی به بهانه مبارزه با بدحجابی و رفتار خشن با جوانان این مرز و بوم،‌ محروم کردن دانشجویان منتقد از فعالیت‌های سیاسی و حتی حق ادامه تحصیل و موارد بسیار دیگری مانند اینها که هر روز اخبار متعدد و جدیدی از آنها به گوش می‌رسد، نداریم.

    اما بد نیست فارغ از تمام این مسائل که البته لازم و واجب است که در جای خود بدانها نیز پرداخته شود، یک سوال را از شخص رئیس جمهور مطرح کنیم.

    آقای احمدی‌نژاد! آیا واقعا این رسم انصاف است که به عنوان شخصی که عنوان رئیس‌جمهور کشوری به نام ایران را در مجمع عمومی سازمان ملل متحد یدک می‌کشید، چشم بر تمام این موارد ببندید و به جایش خود را منجی مردم آمریکا از ظلم و ستم معرفی کنید؟!

    البته شاید مفاهیمی مانند حقوق بشر و مشتقات آن از جمله حقوق زنان و قومیت‌ها و نیز آزادی و دموکراسی آنقدر برای شما گنگ و غریبه باشند که نتوان توجهتان را به آنها جلب کرد. اما حال که به آمریکا سفر کرده‌اید تا مردم این کشور را متوجه ظلمی که دولتشان بر آنها روا می سازد کنید، پیشنهادی برایتان دارم تا ضمن آنکه میزان صداقت شما در پایبندی به آزادی و مخالفت با محدودیت‌های ملت آمریکا روشن شود، مشخص شود که این حقوق و آزادی‌های مردم کدام کشور است که توسط دولتشان پایمال می‌شود؟

    آقای احمدی‌نژاد!
    شما اکنون به کشوری سفر کرده‌اید که نزدیک به پنج سال است جوانانش درگیر جنگی گسترده در هزاران کیلومتر دورتر از کشور خود هستند اما در تمام مدت این پنج سال، مردم آن کشور توانسته‌اند آزادانه و به راحتی با راه‌اندازی صدها راهپیمایی و تظاهرات که گاه تعداد شرکت‌کنندگان در آنها به چند میلیون نفر می‌رسید، اعتراضات خود را نه تنها به گوش دولتمردان خود که به گوش تمام جهانیان برسانند و البته صدا و سیمای ما نیز در پخش تصاویر این اعتراضات به عنوان نمونه‌ای از نقض حقوق بشر و آزادی در آمریکا! هرگز کم نگذاشته‌است.

    بنابراین، برای اینکه بتوانید ثابت کنید که تنها نگران محدودیت‌های مردم آمریکا نیستند و از آزادی‌های مردم خود نیز دفاع می‌کنید، ترتیبی دهید تا پس از بازگشت از اجلاس سازمان ملل، مخالفان و منتقدان شما بتوانند بدون آنکه از عواقب کار خود نگرانی به دل راه بدهند، آزادانه اقدام به راه‌اندازی یک راهپیمایی آرام علیه سیاست‌های شما و دولتتان کنند و تضمین دهید که امنیت کامل سازمان‌دهندگان این راهپیمایی را چه در حین آن و چه «پس از آن» تأمین می‌کنید.

    البته راه دیگری هم هست. شما می‌توانید این کار را نکنید اما در عوض به صراحت اعلام کنید که خود را تنها منجی مردم آمریکا و دیگر ملت‌های مظلوم جهان می‌دانید نه منجی مردم ایران!


  •   به امید بازگشایی سایت وزین بازتاب و رخت بر بستن تخریب و سانسور از کشور.

  •   با سلام:
    اميدوارم كه مسئولان دولتي صبور تر بوده و تحمل شنيدن نظرات مخالف را داشته باشند.چه بخواهيم و چه نخواهيم ما 70 ميليون ايراني هستيم و با هميتن تعداد سليقه و از اين جمعيت ز ياد نبايد توقع داشت كه همه به تعريف و تمجيد دولتي ها بپردازند .
    مسئولات دولتي بترسيد بترسيد و بترسيد از ان روزي كه گوش هاي شما به شنيدن تعريف و تمجيدو بدتر از ان چاپلوسي نوازش شود كه متاسفانه بعد از ان اراده اي براي شنيدن صداي مخالف حتي اگر حقيقت باشد وجود نخواهد داشت.
    اميد وارم تا كنو ن اين گونه نشده باشد!!!!
    كوروش از لاهيجان

  •   با تشكر از دادستاني تهران. خود شما بهتر ميدانيد كه انتقادهاي شما از سر اصولگرايي نبوده بلكه تنها حب وبغض كودكانه بوده است. ضمنا پر بيننده بودن دليل تاثير گذاري نيست چون خود من همه روزه از سايت شما بازديد ميكنم ولي با تفكرات شما اصلا همراه نيستم.

  •   آيينه چون نقش تو بنمود راست
    خود شكن آيينه شكستن خطاست
    رسانه ها آيينه تمام نماي جامعه هستند اگر تلخ مي نويسند به خاطر تلخي هايي است كه با تمام وجود احساس مي كنند ، رسانه هاي خارجي كه مغرض هستند چرا اجازه نقد به رسانه هاي داخلي داده نمي شود ، ايا شيوه عدالت حضرت علي (ع) اين گونه بوده كه اجازه انتقاد به كسي نمي داد و يا با يك شهروند دزد يهودي مانند يك شهروند معمولي در مقابل قانون قرار مي گرفت . مطالعه نهج البلاغه و سيره رسول مكرم اسلام و حضرت امير براي مسولان بيش از پيش ضرورت دارد زيرا آنان خود را بيش از همه متخلق به اخلاق علوي مي دانند.


  •   من از تمام افرادي كه انگليسي ميدونند خواهش ميكنم كه به سايت http://www.cbsnews.com/stories/2007/09/20/60minutes/main3282230.shtml
    بروند و نظرات مردم امريكا را بخوانند. با چشم خودشان ببيند كه نه تنها برنده مصاحبه با سي بي اس رييس جمهور ايران بود بلكه آبرويي هم براي سي بي اس باقي نماند. من سي صفحه اول را خواندم و چيزي جز انتقادات شديد از سي بي اس و دولت بوش در آن پيدا نكردم.

  •   با سلام
    يعني چه. من به عشق بازتاب از خواب بيدار ميشوم. بالاخره فكري كنيد . اقايان بروند جلوي بي عدالتي ها و دله دزدي ها را بگيرند. نه اينكه هر كس حقيقت را گفت خفه كنند. من دعا ميكنم.موفق باشيد

  •   اینبار دست عوامل استکبار از آستین "بازتاب" بیرون آمده بود. خدا آخر و عاقبت ما را بخیر کند و کمی تحمل افکار دیگران را به ما عطا فرماید.

  •   الان ديگه فيلترينگ و پلمب و زور گويي در اينترنت منسوخ شده!!
    با چي دارن مبارزه ميكنن ؟!!
    فكر میکنم مرحله بعدی قطع اینترنت یا ممنوعیت استفاده از رایانه باشه.
    مثل اینکه دوران جاهلیت در کشور ما برای تعدادی از مسئولان نسبتا محترم هنوز صادق است.

  •   من همین جا از زحمات چندین ساله همه همکاران بازتاب تشکر می کنم.
    راستش من دو روز بود که می دیدم سایت خبر جدیدی نداره و متعجب بودم
    اشکالی نداره ، همه کار این دولت رو می دونند.

  •   در دفتر بازتاب رو بستند!!! در قلب وچشم دل مردم را كه نميتوانندببندند!؟ مشروعيت هر نظامي در قلبهاست كه حكومت ميكند نه در پشت درهاي پلمپ شده!!! من به احمدي نژاد راي داده ام ولي مايوس شدم.

  •   سلام و خسته نباشيد
    راستش با ديدن اين خبر ياد سخنان پر بار آقاي پرزيدنت احمدي نژاد افتادم كه ديروز در نيويورك فرمودند ما در ايران آزادي كامل داريم و از منكرين دعوت كرد كه بفرماييد ببينيد
    و در پاسخ به اينكه نتوانست به محل برجهاي دو قلو برود گفت كه در آمريكا دموكراسي نيست و آزادي وجود ندارد (البته هر چه فكر كردم نتوانستم ربط اين موضوعات را درك كنم !!)
    حال تمام جهانيان بدانند كه البته برايشان واضح است كه با اين گونه اعمال چقدر در ايران آزادي وجود دارد
    فقط نميدانم آقايان و مسئولين محترم چرا اينقدر پر رو هستند و با اين همه عدله باز هم با صراحت تمام ميگويند ما هيچ مشكلي نداريم
    ملت در آسايش و آرامش كامل بسر ميبرد ، تورم كاملا كنترل شده است ، نقدينگي و گردش بانكي در بهترين وضع خود است و بسيار بسيار از اين سخنان گهر بار كه ميفرمايند ...

    خدا خودش بفرياد اين ملت فريب خورده برسد

    چون با اين گستره سلطه اي كه حضرات چيده اند ، حل مسائل كار هيچ بني بشري نخواهد بود و ملت شريف ايران روز به روز به قهقرا بيشتري سوق پيدا ميكند

    بازم از زحمات شبانه روزي شما تشكر مينمايم
    حقا بهترين سايت خبري حال حاضر ميباشيد
    چون بي غرض خبر ها را اعلام ميكنيد

    بازم ممنون

  •   با سلام خدمت مسئولان زحمت كش بازتاب
    امروز از تلوزيون داشت سخنان زئيس جمهور را در دانشگاه كلمبيا در امريكا نشان ميداد كه داشت از خود و ملت ايران دفاع مي كرد همان زماني كه داشتم اين مصاحبه را ميديدم با خودم گفتم رئيس جموري كشوري(ايران) كه ادعاي دمكراسي را در يك كشوري(امريكا) كه داراي هزاران رسانه مخالف و موافق دولت و مردم ان در هر لحظه كه بخواهند مي توانند اعتراض خود را بيان كنند دارد ادعاي ازادي و دمكراسي را مي كند و دانشجويان دانشگاه كلمبيا را دعوت به ديدن از ايران و دانشگاههاي ايران مي كرد و اي كاش يك نفر انجا بود و از رئيس جمهور كشورمان اين سوال را مي كرد كه ايا شما در كشورتان روزنامه اي و يا رسانه اي مخالف دولت داريد كه بتواند انتقادي از دولت بكند و سوال كند آيا مردم كشورتان اجازه گفتن اعتراض كه چه عرض كنم انتقاد را دارند و اي كاش يك نفر انجا بود و از كارنامه 28 ساله اين حكومت در اجراي دمكراسي سوال مي كرد و اي كاش يك نفر بو د 18 تير و زندان اوين و كساني كه در اين زندان بوده اند و هستن و اعتراض قشرهاي مختلف و .... را به ياد رئيس جمهور ازادي خواه كشورمان مي اورد و دليل اين مسائل را از او سوال مي كرد و دليل بالا رفتن آمار فقر و فحشا و شيوع مواد مخدر در ميان حوانان اين كشور بدتر شدن وضعيت اقتصادي اين كشور و بالا رفتن اخبار دزدي و ... را از رئيس جمهور كشورمان مي پرسيد و اي كاش علت فيلتر شدن هزاران سايت خبري وسايت هاي ديگر كه هيچ گونه ربطي به مسائل غير اخلاقي ندارند را مي پرسيد و افسوس و صد افسوس



  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :