خبر خيلي مهم
اول از خبرهاي خيلي خيلي مهم شروع كنيم. معاون وزير فناوري ارتباطات و اطلاعات (يعني همانجايي كه وظيفه دارد پايش را روي سيم اينترنت كشور بگذارد كه من و شما خون جگر شويم تا چهار تا سايت را ببينيم و ايميلهايمان را چك كنيم) يك خبر خوش داد.
به گفته آقاي معاون وزير، رئيس جمهور «دستور ويژه» دادهاند كه طرح يكسانسازي كدهاي مخابراتي زودتر به جريان بيفتد. دليل اين دستور شداد و غلاظ هم «تبعات اجتماعي يكسان نبودن كدهاي مخابراتي» عنوان شده است و همانطور كه حدس زديد، اين خبر مهم را هم خبرگزاري فارس به طور ويژه كار كرده بود. يادش به خير؛ آن زماني كه شهردار وقت تهران «دستور ويژه» داده بود تا طرح «يكسانسازي ارتفاع در حفرههاي زيرزميني با آسفالت خيابانها ظرف 45 روز» به صورت ضربتي اجرا شود و صداوسيما دهها بار در بخشهاي خبري مختلف آن را پخش كرد! يادتان آمد؟
مهدكودكهاي غيراسلامي
خوشبختانه پرداختن به معضلات مهم مملكتي، منحصر به وزارت فناوري ارتباطات و اطلاعات نيست و بند بند اجزاي دولت نهم، در حال رتق و فتق مسائل مهم مملكتي هستند؛ از جمله جواد شمقدري، ملقب به «آقاي توفان شن» كه در لابهلاي جنگ زرگري با صفار هرندي، حالي هم به مهدكودكها داد و از وزارت آموزشوپرورش خواست تا بر مهدكودكها نظارت كند تا به جاي شعائر اسلامي، رقص و اين قبيل چيزها را ياد بچهها ندهند.
البته خوشبختانه وزارت آموزشوپرورش هم با تمام نابغگي وزيرش، اينقدر متوجه هست كه بيشتر حرفهاي مشاوران رئيسجمهور در باب اثبات «لال نبودن» ايشان است و لازم نيست واكنش خاصي به سخنان آنها نشان داد. در غير اين صورت، هيچ بعيد نبود با صرف هزينههاي ميلياردي مهدكودكها به صورت زير دربيايند:
نقاشي روي ديوارها از شمايل بيمثال رئيسجمهور و رآكتور هستهاي بوشهر، مضامين شعرها در مورد مظلوميت دولت نهم و حق مسلم ملت ايران (نوحه سهضربي) + «يار اراداني من ... » جداسازي دخترها و پسرها و استقرار گشتهاي امنيت مهدكودكي در مهدكودكها براي جلب متخلفان و بدحجابها.
اسباببازيها صرفا درباره منوريل و كاردستيها در راستاي دستيابي به انرژي هستهاي در آشپزخانه و ... .
باب ديلون و مايكلمور ايراني
ميدانم وسط اين بحث شيرين، خارج شدن از فضاي كميك خوش خدمت، يك مقداري ضد حال است ولي بالاخره شما بايد ما را هم درك كنيد كه برايمان حرف درميآورند، وگرنه خود من هم كلي به زحمت ميافتم تا براي هر «دوربرگردان» از بين انبوه مواد خامي كه حضرات توليد ميكنند، بگردم و يك چيزي دربياورم.
(تمّت توضيح!)
«نيويوركتايمز» در چند روز گذشته به محسن نامجو، لقب «باب ديلون ايران»را داد و مسعود دهنمكي را «مايكل مور ايران» ناميد. اولي را به چشم خودم در وبسايت «نيويوركتايمز» ديدم، اما دومي را يك وبسايت ايراني از قول خود مسعود خان نوشته بود، براي همين، از آنجا كه ما به فيلمساز «گُزينش»شده وطني، بيشتر از وبسايت خارجي و بلكه چشمان خودمان اعتماد داريم، از اين به بعد، همانطور كه مسعودجان تلويحا درخواست كرده است، ايشان را «مايكل مور ايران» ميناميم:
فيلمساز نيست، كه هست؛ مستند نساخته، كه ساخته؛ فحش نميدهد، كه ميدهد؛ اسكار نگرفته ... كه نگرفته، به شما چه مربوط؟ ايشالله كه ميگيره.
منتها ميماند فقط بحث شيرين سليقه جنسي آقاي مايكل مور و دوستپسرهاي متعدد ايشان كه ... كه ... ايشالله گربه است! مايكل مور: اي ول، اي ول... داش مسعودو اي ول!

هشت خواسته بيمهاي
بالاخره رسما طهماسب مظاهري، رئيس كل بانك مركزي شد و شيباني به كارهاي اصلي خودش؛ يعني تدريس در دانشگاههاي تهران و نوحه نوشتن براي تكاياي يزد پرداخت. (اين يزد را از آن بابت نوشتم كه عمار كلانتري، يزدي است و بالاخره يك مقداري پاچهخواري هم مستحب مؤكد است! اوه، راستي حالا كه حرف به پاچهخواري كشيده شد، اين راه بنويسم كه مهرداد بذرپاش كه در پارسخودرو دوره طرح كاد ميگذراند گفت «از فدايي شدن در راه دولت بيمي نداريم». خب حالا پرانتز را ميبندم!) رئيسجمهور بعد از امضاي حكم مظاهري، از او خواست هشت نكته اساسي را در نظر داشته باشد.
از آنجا كه ممكن است با خواندن ظاهر اين خواستهها، برخي و حتي شما دوست عزيز، متوجه اين خواستهها نشويد، ضمن ذكر آنها، در پرانتز توضيحات كوتاهي از برداشت «م.ف» دادهام:
1. به كارگيري همكاران مؤمن (مثل شوهر خانم واعظ جوادي)، متعهد (مثل همسر سخنگوي دولت)، خلاق (مثل جناب زريبافان) و كارآمد (مثل استاد شمقدري).
2. برنامهريزي دقيق در جهت روانسازي نظام بانكي (نام علمي اين نوع روانسازي به پيوست است).
3. مراقبت در استخراج دقيق آمار (يعني مراقبت بشود آمار طوري استخراج بشود كه «دقيقا» مطابق بر ادعاهاي وزرا، مشاوران و معاونان باشد).
4. اعمال سياستهاي پولي و نظارت بر عملكرد بانكها (يعني همچنان به گونهاي سياستهاي پولي تدوين و اعمال شوند كه بانكها به زانو درآيند و مانند گذشته سرپيچي نكنند تا احتياج به نظارت هم نداشته باشند).
5. تلاش براي ترويج سنت اسلامي قرضالحسنه (يا به عبارت بهتر هدايت سپردهها به بخش زمين و مسكن)
6. حمايت از سرمايهگذاري مولد (مثل منوريل) و صادرات (به خصوص در زمينه مغزها!)
7. حمايت از منافع و نظام بانكي در عرصههاي بينالمللي (مثل ترجمه «فارسي» گزارشهاي بانك جهاني، به طوري كه نشان بدهد خيلي خيلي اقتصاد ايران در دولت نهم پيشرفت كرده و شاخ غول تورم شكسته شده است).
8. (هشتمي را پيدا نكردم، احتمالا با يكي از موارد بالا در هم آمده خدمتتان. به هر حال براي ما هم زياد هم توفيري نميکرد. آقاي احمدينژاد هر موقع صلاح باشد، دستوري به اعضاي دولت ميدهند و او هم ميگويد: چشم قربان! از اين سوسولبازيهايي که «نميخوامو... نميشه ... آخه و... نمييامو... کارشناسي نيستو...» هم نداريم).
مطالب بياهميت
يك مطلب غيرمهمي هم هست كه نميدانم بنويسم يا ننويسم. در روزهاي گذشته، مقداري از جنگلهاي غرب كشور سوخت و به نوشته روزنامه «اعتماد»، 50 هكتار از جنگلهاي گلستان هم براي ايجاد جادهاي بين دو روستا در شاهرود در حال تخريب هستند.
گفتم كه خبرها چندان مهم نيستند و واضح و مبرهن است كه آنچه براي ما مهم است، رمزدار شدن كارت سوخت و اظهارات خانم رجبي و غيراسلامي بودن مهدكودكها و اينجور چيزهاست. بالاخره بايد يک فرقي بين مردم فهيم و بافرهنگ و تحصيلکرده و دلسوز ايران با مردم کشورهاي عقبافتادهاي که کوه و جنگل و درياچه و حيات وحش و اينجور چيزها برايشان مهم است، باشد يا نه؟
دست انداز
1. هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان شد و از آنجايي كه قرار است يك مقداري هماهنگ با دولت باشيم، اين خبر را غيرمهم تشخيص داديم و صرفا در دو خط به آن ميپردازيم. اين دو خط هم تازه محض گل روي حسين آقاي شريعتمداري است كه فرموده: «آيتالله را تنها نميگذاريم». (منظورشان از آيتالله، همان «آقاي هاشمي رفسنجاني» سابق است ... هر هر ... خنده داشت؟)
2. الهام كه پس از منع شرعي همسرش در هتك حرمت بزرگان نظام، با حفظ شش سمت قبلي، جانشين خانم رجبي هم شده است، ضمن «بيپايه و اساس» خواندن سخنان همان كسي كه به خاطرش، همسرش را منع شرعي كردهاند، گفت: «عدهاي ميخواهند مهار انقلابي اين دولت را بكشند». به نظر من كه اين دولت غيرقابلمهارتر از آن است كه كسي بتواند مهارش را بكشد. نظر شما چيست؟