بازي محتاطانه ما برابر كرهاي كه از هر زمان ديگري ضعيفتر بود، در حالي به پايان رسيد كه اين بار يك روانشناس و چند آناليزور هم در كنار تيم بودند، ولي سخنان مربي ما مبني بر بازي تهاجمي در اين بازي هيچگاه عملي نشد، ضمن آن كه سخنان امير قلعهنويي، مبني بر خودداري بازيكنان از زدن ضربه پنالتي، جاي تأمل بسيار عميقي دارد.
حذف آسان تيم ملي ما كه به باور بسياري از كارشناسان، يكي از بهترين تيمهاي تاريخ ما بود، باعث ناراحتي همگان شد.
به گزارش خبرنگار «بازتاب ورزشي»، تيم ايران، در حالي در برابر كره جنوبي در ضربات پنالتي مغلوب شد كه مربي كره جنوبي، پيش از بازي، شانس ايران را بيشتر دانسته بود و ترس كرهايها از تيم پرستاره ما، نه تنها در نود دقيقه، بلكه در تمام 120 دقيقه بازي نمايان بود و اين در حالي بود كه تيم ملي ما نيز بازي محتاطانهاي را در پيش گرفته بود تا نتيجه را حفظ كرده و دست به خطر نزند.
ما در حالي به ضربات پنالتي رضايت داديم كه در هفت بار رسيدن به ضربات پنالتي در تاريخ ديدارهاي رسمي خود، چهار بار بازنده بوده ايم و سه باري را نيز كه برنده شديم، هر سه بار، دروازهباني مانند عابدزاده را در دروازه داشتيم. با آگاهي از اين موضوع، تيم ما باز هم آنقدر محتاط بود تا بار ديگر سرنوشت را به دست تقدير بسپارد. در حالي كه تيم كره در اين 120 دقيقه، حتي يك حمله خطرناك را هم روي دروازه ما نداشت و به اذعان امير قلعهنويي، رودباريان حتي يك شيرجه هم نرفت. اين در حالي بود كه بازيكنان ما در چند نوبت روي دروازه حريف بسيار خطرناك ظاهر شده و در ثانيههاي پاياني وقت اضافي اول بازي هم تا چند سانتيمتري گشودن دروازه پيش رفته بودند، اما ضربه سركش جواد نكونام با فاصلهاي كم از كنار دروازه بيرون رفت.
در حالي كه قلعهنويي پيش از بازي، خبر از يك بازي تهاجمي داده و اظهار كرده بود به اين سبك بازي علاقهمند است، هرچه وقت بازي به پايان نزديكتر ميشد، احتياط بچههاي ما هم بيشتر شد تا سرانجام همه چيز را به دست شانس بسپارند.

ناگهان در اين بازي حساس، تركيب تيم ملي، متحول شد و از 3ـ3ـ4 به 2ـ5ـ3 تغيير پيدا كرد و سه مهره جديد به بدنه تيم تزريق شد. تغيير تركيب اصلي در بازيهاي مرحله گروهي هم نشان از اين داشت كه كادر فني هنوز به تركيب اصلي و ثابت خود نرسيده است و در حقيقت، بازيهايي كه هدف نهايي ما در چرخه فوتبال براي اين مقطع زماني بودند، به رقابت براي تشخيص عيار تيم و تركيب اصلي و بازيكنان مطمئن تبديل شدند، ضمن آنكه در تمام اين چهار بازي، تيم ما تاكتيك مشخصي را نشان نداد و بازيكنان به هيچ وجه هماهنگي لازم را نداشتند.
تيم ما براي صعود تا اين مرحله تا اندازه بسياري مديون خلاقيت و هوش فردي ستارگان خود بود كه سرانجام بدون اينكه خط حمله ما حتي يك گل را به ثمر رسانده باشد، بازيها را ترك كردند.
امير قلعهنويي كه به نظر ميرسيد تمركز لازم را براي هدايت تيم نداشت، انصافا نكته مثبتي را هم در مربيگري خود نشان داد و آن تعويضهاي خوبي بود كه البته تنها در سه بازي نخست ديده شده و در بازي حساس برابر كره جنوبي نبود.ضمن اينكه بازي با مالزي نيز فشار چنداني را نداشت كه نياز به تعويضهاي مفيد داشته باشد. در غير اين مورد كادر فني پر تعداد ما ديگر حركت برجسته اي را به جز اخراج قلعه نوعي در ديدار اول بروز نداد.
در حالي كه بازيكني مانند كاظميان كه در بازي نخست، ناجي تيم ايران شده بود، در بازي آخر يك ثانيه هم بازي نكرد، رسول خطيبي كه هيچ سابقه درخشاني در بازيهاي ملي نداشت، 120 دقيقه بازي كرد تا او نيز مانند عنايتي، ديگر مهاجم ناكام ايران، لقب گيرد.
باخت ما به كره، نتيجه بدشانسي در ضربات پنالتي بود، اما ما در كل اين تورنمنت، ضعفهاي زيادي داشتيم كه اگر هم در برابر كره بروز نميكرد، در مراحل بعدي گريبانگير ما ميشد.
بازي محتاطانه ما برابر كرهاي كه از هر زمان ديگري ضعيفتر بود، در حالي به پايان رسيد كه اين بار يك روانشناس و چند آناليزور هم در كنار تيم بودند، ولي سخنان مربي ما مبني بر بازي تهاجمي در اين بازي هيچگاه عملي نشد، ضمن آن كه سخنان امير قلعهنويي، مبني بر خودداري بازيكنان از زدن ضربه پنالتي، جاي تأمل بسيار عميقي دارد!
اگر بازيكنان بزرگ ما در چنين لحظات حساسي به داد تيم نرسيده و به فكر آبروي خود باشند، آنگاه بايد توان روحي آنان را بايد بسيار پايين ارزيابي كرده و بودن يا نبودن روانشناس در كنار تيم را بيتأثير بدانيم. ضمن آن كه همه ميدانند ضربات پنالتي، 50 درصد شانس است و بايد به جرأت پنالتيزناني مانند زندي، مهدويكيا، عنايتي و خطيبي آفرين گفت كه با وجود فشارهاي زياد، مردانه پشت توپ ايستادند.
نكته قابل توجه ديگر، خطر حمله ضعيف ما بود كه در چهار بازي حتي يك گل را هم به ثمر نرساند تا مدافعان و هافكها بار مسئوليت آنها را نيز به دوش بكشند. شايد مهمترين عامل در اين زمينه نبود هماهنگي لازم ميان هافبكها و مهاجماني بود كه در كشورهاي پراكنده به فوتبال مشغول بوده و هيچ شناختي از هم نداشتند. تيم نيز پيش از بازيها به هيچوجه ديدارهاي تداركاتي مهمي نداشت تا اين مشكل در مرحله نهايي گريبانگير تيم ما شود. تنها ديداري كه مي توانسا آزمايشب خوب براي ما باشد برابر مكزيك بود كه در آن ديدار هم بسياري از لژيونرهايي كه در جام ملتها ثابت بودند، حضور نداشتند و نتيجه بدستآمده نيز نشان از قدرت تيم ما بود.
به هر حال، عوامل بسياري دست به دست هم دادند تا انتظار ايران براي قهرماني آسيا 34 ساله شود و تيمي مانند كره با غلبه بر ايران در نيمهنهايي به ديدار عراق برود.
ناهماهنگي، نبود تداركات خوب، هدايت نامناسب تيم و سرانجام ضعف قواي روحي را ميتوان از عوامل مهم ناكامي تيم در اين رقابتها دانست كه سرانجام ضربات پنالتي، نقطه پايان تلاشهاي آنان را رقم زد.