صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


گفته مي‌شود علت اصلي انحلال سازمان مديريت، جلوگيري از مخالفت اين سازمان با هزينه‌‌هاي بي‌ضابطه دستگاه‌هاي دولتي است. اين اقدامات كه مورد اعتراض فرهاد رهبر، رئيس سابق سازمان مديريت نيز قرار گرفته بود، از علل اصلي تغيير وي بوده است. وي در نامه‌اي كه پس از تغيير وي افشا شد، خطاب به رئيس‌جمهور نوشته بود...

۲۰ تير ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۲:۴ تعداد بازديد: 29167 كد خبر: ۷۱۱۶۷

در حالي كه اكثر قريب به اتفاق كارشناسان، انحلال سازمان برنامه را پس از گذشت شصت سال از عمر آن، فاقد هرگونه توجيه كارشناسي مي‌دانند، وزير ناكام تعاون و پدرزن مشاور جوان سابق رئيس‌جمهور، اين اقدام را در چهارچوب تئوري‌هاي مديريت مي‌خواند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، سازمان برنامه كه در دهه بيست و پس از سقوط ديكتاتوري رضاخان و در اوضاع نسبتا آزاد جامعه ايران تأسيس و در دولت دكتر مصدق، تقويت و تثبيت شد و در شصت سال گذشته، مهمترين عنصر ثبات در برنامه‌ريزي و جلوگيري از حركت‌هاي غير كارشناسي و شتابزده به شمار مي‌رفت، در اقدامي شگفت‌انگيز، منحل شد.

در اين حال، شب گذشته، دكتر عليرضا علي احمدي، رئيس كنوني دانشگاه پيام نور و كانديداي وزارت تعاون در دولت نهم ـ كه با رأي عدم اعتماد مجلس روبه‌رو شد ـ در برنامه گفت‌وگوي ويژه شبكه دوم سيما، به شدت از اين كار دفاع كرد و آن را با تئوري‌هاي مديريت منطبق دانست!

او دو هفته پيش نيز در دفاع از اقتصاد دولت نهم، با اشاره به اين كه اكنون تئوري‌هاي مديريت تغيير كرده و تنها مديريت «اقتضايي» پاسخگوي دنياي امروز است، مواردي چون برنامه چهارم و چشم‌انداز بيست‌ ساله را كه توسط رهبر انقلاب تنفيذ شده، داراي جايگاه پايين دانست كه به اعتقاد او اهداف جمهوري اسلامي،‌ بسيار فراتر از آن است.

اظهارات علي احمدي در گفت‌وگوي يادشده، آنچنان غيرمنتظره بود كه حتي موجب تبسم دكتر نادران،‌ نماينده مجلس و اقتصاددان مدافع دولت شد و اظهار داشت: اين بحث‌ها درست است، اما به نظر من، منظور جناب علي‌احمدي صد سال آينده است!

اين اقدامات علي احمدي، حتي با واكنش منفي دانشجويان وي در دانشگاه علم و صنعت روبه‌رو شده است، به گونه‌اي كه يكي از دانشجويان او به خبرنگار «بازتاب» گفت: اگر آقاي دكتر علي احمدي، مقالاتي را كه به وسيله دانشجويان ترجمه و به عنوان كتاب به نام خودشان چاپ شده است، ورق بزنند، مي‌بينند كه اين اقدام، مخالفتي آشكار با مباني علم مديريت دارد، چراكه سپردن وظيفه برنامه‌ريزي و تخصيص بودجه به واحدهاي گوناگون در اقتصاد مصرفي و وابسته به نفت ايران، نتيجه‌‌اي جز روزمرگي، بي‌ثباتي و اختلاف بين دستگاه‌ها نخواهد داشت.
اين در حالي است كه دكتر علي احمدي، اين اقدام را در چهارچوب مديريت اقتضايي! توصيف كرده و هيچ‌گونه دليل علمي و روشني براي دفاع از اين كار ارايه نمي‌دهد.

گفته مي‌شود، علت اصلي انحلال سازمان مديريت، جلوگيري از مخالفت اين سازمان با هزينه‌‌هاي بي‌ضابطه دستگاه‌هاي دولتي است. اين اقدامات كه مورد اعتراض دكتر فرهاد رهبر، رئيس سابق سازمان مديريت نيز قرار گرفته بود، از علل اصلي تغيير وي بوده است. وي در نامه‌اي كه پس از تغيير وي افشا شد، خطاب به رئيس‌جمهور نوشته بود:

«اينجانب به دغدغه‌هاي شما براي سرعت بخشيدن به انجام امور واقفم. اما عوامل متعددي در كاهش كارايي و كندي روند اجرايي كشور موثر است كه قصد ندارم در اين مكتوب خاطر شما را مكدر كنم و در صورت لزوم ترجيح مي‌دهم حضوري خدمت‌تان عرض كنم. جنابعالي نيز استحضار داريد كه صرفا انتقال وظيفه از سازماني به دستگاهي ديگر، نه‌تنها امكان اجراي دستورات خارج از ظرفيت اقتصاد ملي را ميسر نخواهد كرد، بلكه تداوم اين روند موجب ايجاد انتظارات بيش از حد در بدنه دولت خواهد شد.

همچنين مسئولان دستگاه‌هاي اجرايي به‌زعم خود براي انجام بهتر امور، با نگاهي بخشي، دست به اقدامات پراكنده‌اي مي‌زنند كه بروز اين ناهماهنگي‌هاي بين‌بخشي، فقدان استراتژي دولت را در ذهن ناظران و كارشناسان دلسوز نظام تداعي مي‌كند و باعث كاهش كارآمدي دولت، عدم همراهي نخبگان كشور و در نتيجه كند شدن روند خدمتگزاري به مردم مي‌شود و اين درست خلاف انتظار فعلي شما و اهداف اوليه از پيش تعيين شده است. بديهي است ادامه اين روند، نگراني تبديل آسيب‌هاي فعلي به بحران‌هاي احتمالي در درازمدت و حتي در ميان‌مدت را تشديد خواهد كرد.

اقداماتي نظير واگذاري مسئوليت هيات عالي گزينش به معاون محترم اجرايي، انتقال شوراي عالي اشتغال به وزارت كار (به‌رغم اينكه خارج از وظايف و اختيارات قانوني آن دستگاه بوده و دستگاه مزبور فاقد تشكيلات كارشناسي لازم است)، واگذاري مسئوليت هماهنگي اجراي تبصره 13 قانون بودجه سال 1385 به مجموعه‌اي ديگر و ايجاد تشكيلات موازي در اين راستا، ايجاد واحدي موازي با معاونت فني سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور با هدف مديريت بر طرح‌هاي ويژه عمراني، نمونه‌هايي از تصميم‌گيري‌هاي شما در راستاي انحلال تدريجي سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور است.

اخيرا در راستاي مسلوب‌الاختيار كردن سازمان مديريت و برنامه‌ريزي تصميمي فاقد مباني كارشناسي و شتابزده (ادغام سازمان مديريت و برنامه‌ريزي استان‌ها در استانداري‌ها) اتخاذ و بيان كرده‌ايد. اگرچه به عقيده جنابعالي گام اخير، آغازي براي تحول جدي در سازمان است و در مذاكرات حضوري نيز بر واگذاري مسئوليت‌هاي اعتبارات ملي به دستگاه‌هاي اجرايي تاكيد كرده و وظيفه سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور را صرفا نظارت پس از عمليات (كه جزو وظايف ديوان محاسبات كشور محسوب مي‌شود) مي‌دانيد، اما اين امر در عمل به انحلال سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور مي‌انجامد و باعث تشديد بخشي‌نگري، ناكارآمدي هزينه‌كرد اعتبارات و غلبه تمايلات سياسي، فردي، قومي و منطقه‌اي بر نظر كارشناسي شده و نظارت قبل و حين عمليات اجرايي كشور را متوقف كرده و بستري مناسب براي افزايش احتمال مشكلات امنيتي در استان‌هاي مساله‌دار فراهم خواهد آورد كه با منافع ملي در تضاد آشكار است.

همانطور كه مستحضريد بر مبناي بند «ج» ماده 139 قانون برنامه چهارم، تغيير يا ادغام واحدهاي استاني كه به موجب قانون ايجاد شده است با تصويب مجلس شوراي اسلامي امكان‌پذير است. تصميم مذكور موجب تضعيف اين سازمان كلان‌نگر ملي خواهد شد و باب بحث و مجادله درخصوص موضوع را در رسانه‌ها و افكار عمومي ايجاد خواهد كرد كه اين امر در شرايط كنوني به نفع دولت نيست.

نظر به اينكه اساسا ايجاد تشكيلات موازي براي انجام وظايفي كه قانون به دستگاه خاصي واگذار كرده باعث بروز دلسردي و يأس در مديران نظام اجرايي كشور خواهد شد و اين روش نه‌تنها منجر به ايجاد دولتي با ابعادي مناسب، كارآ، منعطف و موثر نخواهد شد بلكه به گسترش بوروكراسي اداري و پيچيده‌تر شدن آن مي‌انجامد، لذا با عرض پوزش، از پذيرش پيشنهاد مسئوليتي كه به موازي‌كاري مي‌انجامد و به‌طور مبنايي مغاير با عقيده و نظر كارشناسي اينجانب است معذورم، از طرفي خدمت به دولت و ملت شريف جمهوري اسلامي ايران را يك توفيق الهي مي‌دانم، لذا هرگز خود به استقبال از اين سلب توفيق در مسئوليت فعلي نخواهم رفت.

در اثبات اين مدعي به‌رغم وجود مشكلات متعدد، تا به حال تمام هم و تلاش خود را در جهت تقويت دولت و پيشبرد اهداف انقلاب اسلامي به كار بسته‌ام، اما با كمال احترام به تصميم جنابعالي، جسارت كرده به منظور اداي تكليف ناچار به ارسال اين مكتوب شدم تا عرض كنم ادامه اين روند [را] كه به انحلال سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور مي‌انجامد به مصلحت نظام و دولت نمي‌دانم».




  •   با سلام
    از آقای دکتر علی احمدی بیش از این هم انتظار نمی رفت! من در دانشگاه علم و صنعت نه تنها دانشجوی ایشان بودم بلکه در برخی پروژه های تحقیقاتی با ایشان همکاری داشتم. آقای دکتر علی احمدی ضرر خیانتی که شما با این اظهارات به کشور می کنید تا سال ها باقی خواهد ماند. آیا سهم خواهی از قدرت و ثروت اینقدر زیر زبان شما مزه کرده که حاضرید چشم بسته اقدامات دولت فعلی را تایید کنید؟ البته شاید ادای دین می کنید. چون با همین اضهارات پیش و پس از انتخابات ریاست جمهوری الان داماد 28 ساله شما هم مدیر عامل پارس خودرو است و هم رئیس یک فدراسیون ورزشی! آقای دکتر قیامتی هم هست!

  •   برچيدن سازمان برنامه كاري بسيار درست بوده و هيچيك از كشورهاي پيشرفته كنوني در جهان سازماني با اين جايگاه در تشكيلات دولتي خود ندارند. اگر چه بايد بگويم كه بر چيدن اين سازمان بايد با توانمند تر كردن استقلال بانك مركزي در سياستهاي پولي و آزاد سازي اقتصادي براي از ميان برداشتن بخش بزرگي از صورت مسئله سرمايه گذاري دولتي و يا تخصيص منابع دولتي از كانال دستگاههاي اجرايي همراه باشد و نقش اين دستگاهها به تندي به سوي باز كردن زمينه ها براي بخش خصوصي و نظارت كار آمد و پويا بر كاركرد و روابط بخش خصوصي هدايت شود.

  •   جنابان بازتاب, باسلام
    برنامه ريزى درايران بافكر مرحوم ابوالحسن ابتهاج وتدبيرواراده سياسى مرحوم قوام السلطنه اغازشد. دكترمصق بابرنامه, برنامه ريزى, وسازمان برنامه موافق نبود يكى به اين دليل كه به اقتصاد ازاد معتقد بود ديگر بخاطر دشمني اش بادكترمشرف نفيسى نخستين مديرسازمان برنامه.
    بااحترام
    كامران دادخواه
    باستن امريكا

  •   بنده اخيرا متوجه شدم كه مرحوم كليني مامور يا حداقل تحت تاثير سازمان سيا بوده است و صرفا به علت نفوذ و القائات سازمان مذكور بوده است كه اين فرد مشكوك الهويه باب العقل را اولين باب كتاب اصول كافي قرار داده است . عقل و منطق و برنامه ريزي و سازمان و همه اينها تحفه غرب است و مباني ليبراليستس و اومانيستي و اينديوجواليستي و هزار ايستي خائنانه ديگر دارد . مولانا هم كه تحت تاثير القائات سيا نبود فرمود :
    آزمودم عقل دورانديش را
    بعد از اين ديوانه سازم خويش را
    البته ايشان ظاهرا در امور ديگري اينرا معتقد بود اما ميتوان به همه امور تعميم داد و به همين سان كار را به دست اهلش سپرد

  •   چند بار خواستم بگم اما نگفتم ايشون برن به ويرانه پيام نور برسن كه سر وتهش معلوم نيست مدارك مردم كه سالهاست هنوز آماده نشده مي خوا د چي بشه وضعيت كارمندهاي پيام نور و .....

  •   بنده در دانشگاه علم و صنعت و در رشته مهندسي صنايع فارغ التحصيل شده ام بجرات ميتوانم بگويم كه اقاي دكتر علي احمدي يكي از ضعيفترين افراد در تدريس و از نظر اطلاعات علمي ميباشد
    بياد ندارم كه يك مسئله تحقيق در عمليات به درستي و تا پايان توسط ايشان حل شده باشد.
    همواره در اواسط حل مسئله ايشان كم مياورد و ادامه حل مسئله را به جلسه حل تمرين موكول ميكرد.
    جناب دكتر شما كه بفرموده خودتان از روستايي محروم و دور افتاده و با هزار بدبختي و سختي به تهران امديد و در اطاقي كوچك درس خوانديد چرا؟
    مگر غير از اين است كه سازمان مديريت يكي از قديمي ترين و حساس ترين مراكز موجود در ارتباط با تصميم گيري در ارتباط با بودجه جاري مملكت ميباشد.
    راستي اقاي مهندس ! هميشه فكر ميكردم كه با گذشت زمان روحيات شما تفاوت پيدا خواهد كرد و كمي منطقي تر به مسائل نگاه خواهيد نمود
    زماني كه مجلس راي اعتماد به شما نداد مطمئن بودم كه بعدها باز هم نام شما را خواهم شنيد.
    مواظب باشيد كه بعنوان يك بچه حزب الهي متعهد منشا خرابي و اثرات سو بر اقتصاد كشور و زندگي مردم مظلوم و بيچاره ايران نباشيد
    انانكه داعيه دلسوزي براي مردم اين مرزو بوم دارند بايد بيشتر مراقب اعمال و افكار خود باشند چه بسا يك تفكر نادرست و يك ايده غلط كه سامان بسياري از امور را از هم بگسلد و شرايطي را بوجود اورد كه حتي بازگشت به شرايط قبل نيز ممكن نباشد.
    دكتر عزيز ! بگذاريد نام نيك از ما بماند. و دلسوزانه ميگويم كه شما براي جمعي دانشجو تصميم گيري نميكنيد براي تمام مردم ايران تصميم ميگيريد.....
    متوجه هستيد كه ان شاالله تمام مردم ايران نه بودجه دانشگاه علم و صنعت و يا امور دانشجويي دانشگاه .

  •   همه گرفتاري هاي ملت ايران از كناره گيري از راستگويي و درستكاري است. از شما بازتابي ها بسيار نا اميد شدم زيرا ميبينم كه راستگويي برايتان مهم نيست. شما يك گزارشي را نمايش داديد و تنها حاضريد ديدگاههاي موافق خودتان را نمايش دهيد و بنده كه در جايگاه يك كارشناس اقتصادي كه در بسياري موارد با سياستهاي رئيس جمهور مخالفم ولي دو نوشته را در پشتيباني از تصميم بر چيدن سازمان برنامه در واكنش به همين گزارش برايتان فرستادم ولي شما آن را نمايش نمي دهيد. يكي از مهمترين درخواستهاي داريوش پادشاه بزرگ هخامنشي نزد پروردگار اين بود كه ملت ايران را از دروغ نگهدارد. اگر چه از ديد بينندگان ديگر دير شده ولي نوشته خود را دوباره برايتان ميفرستم:
    بازتاب گرامي،بنده در جايگاه يك كارشناس اقتصادي برچيده شدن سازمان برنامه كاربسيار درستي و البته دير هنگام ميدانم. اين سازمان سالهاست كه اصلاحات اقتصادي را در كشور كند كرده زيرا وجود چنين سازماني همواره دولت را به سمت برنامه ريزي در سطوح گوناگون اقتصادي و بدنبال آن سرمايه گذاري هاي دولتي در چارچوب اين برنامه ريزي ها ميبرد كه روندي بسيار نا درست بوده، بويژه پس از اينكه مراحل نخست ساخت زيربناهاي پايه اي در كشور مانند آب و برق و راهها و بنادر سالهاست كه پايان يافته و اين توسعه اوليه لازم بود كه در جارجوب برنامه ريزي متمركز و زمانبندي شده دولتي انجام پذيرد. يادمان باشد كه پس از جنگ بودجه هاي دولتي براي سرمايه گذاري هاي كلان در بخشهاي گوناگون صنعتي ار كانال همين سازمان گذشته و اكنون ما با يك بخش دولتي بسيار بزرگ رو برو هستيم كه سدي در برابر پويايي اقتصادي است. در ساختار نوين اقتصادي دولت بايد از برنامه ريزي هاي مدت دار براي دستيابي به آمارهاي كمي در رشد اقتصادي دست بردارد و به اصلاحات قوانين در بخشهاي گوناگون و سازماندهي نظارت كار آمد و پوياي دولتي از مسير وزارتخانه ها و سازمانهاي تخصصي روي آورد تا شزايط براي بيشترين رشد اقتصادي در چارچوب ساز و كار بازار فراهم شود. در كنار سرمايه گذاري هاي بخش خصوصي، دولت هم بايد به تخصيص بودجه خود به پروژه هاي زيربنايي كه بازدهي اقتصادي آنها بيش از بازدهي ماليست (مانند راهها و سدها و ترابري همگاني در شهرها) بپردازد كه بررسي اين پروژه ها ميتواند در وزارتخانه هاي تخصصي و حجم و الگوي كلان سرمايه گذاري دولت ميتواند در چارچوب سياستهاي پولي و مالي كه از سوي بانك مركزي و وزارت اقتصاد براي مهار تورم در پيش گرفته مي شود تعيين شود. البته در الگوهاي مدرن دستگاههاي دولتي ميتوانند بساري از زمينه ها را براي سرمايه گذاري سودآور خش خصوصي در پروژه هاي زيربنايي فراهم كنند و دست كم با آميزه اي از سرمايه گذاري دولتي و خصوصي اين سرمايه گذاري ها را انجام دهند

  •   اینجانب عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور میباشم . نظرات و سیاستهای اجرایی اقای علی احمدی در ریاست این دانشگاه کاملا اموزش از راه دور را دچار بن بست و تخریب نموده است. همکاران علمی و اداری دانشگاه در گردابی از اوامر غیر علمی و غیر کارشناسی ایشان و دوستان غیر متخصصشان سر در گم میباشند.از دانشگاه پیام نور که قبل از ریاست ایشان یازدهمین ابردانشگاه جهان بود و اعتبار بین المللی داشت اکنون ویرانه ای به جا مانده.بی شک نظرات ایشان در مشاوره کلان اقتصادی و ... کشور را دچار سرنوشتی خواهد کرد که دانشگاه پیام نور به ان مبتلا شده است.

  •   من از ايشان ميخواهم به جاي اينكارها وظيفه خود در دانشگاه پيام نور را درست انجام دهند چرا كه ما مشكلات زيادي هم اكنون در سيستم دانشگاه پيام نور داريم واي بحال دانشجوياني كه ميخواهند با اين طرح جديد ايشان امسال از طريق كنكور وارد اين دانشگاه شوند لطفا روي اين مشكلات تمركز كنيد!

  •   از اضهارات این به اصطلاح دانشگاهی بخشیدن مرکز آمار ایران به وزارت کشور بود. ایشان نمی دانند آمار و سرشماری به ارگانی سپرده می شود که ارتباطی با مسائل سیاسی ندارد تا با اعتماد به محرملنه بودن نظرات مردم اطلاعات خود را به آن مرکز بدهند. سپردن ای نهاد به وزارت کشور یعنی عدم اعتماد به نتایج سرشماری ها و اطلاعات رسمی .

  •   
    ميدانم كه چاپش نميكني اما مينويسم مثل هزاران پيام ديگرم كه چاپشان نكرديد چون با مذاقتان خوش نيامد.
    آقايان محترم ناراحت باشيد و از ناراحتي بميريد دولت نهم دولت عقل و انديشه است نه دولت رانت و سهم خواهي و تمامي تصميمات براي حفظ مصالح عموم مردم نه قشر خاص و افراد خاص.

  •   پس پيش بيني آقاي رهبر درست از كار درآمد و سازمان منحل شد حال بايد به ساير موارد پيش بيني شده ايشان در استعفانامه نگاه كرد . عدم نظارت و ....

  •   فقط مي تونم بگم واقعا متاسفم البته تشكيل سازمان موازي در دولت جديد احتمالا با تئوريهاي مديريتي آقاي علي احمدي مطابقت داشته باشد تئوريهايي كه اصلا قدرت توجيه ندارند.
    با اين تئوريهاي آقاي علي احمدي فكر مي كنم تا چند سال ديگر وزارت علوم تحقيقات و فناوري هم در معاونت علمي و فناوري رياست محتر م جمهوري اسلامي ايران ادغام شود.
    اقاي علي احمدي مي شه بفرماييد تشكيل چنين سازمانهاي موازي كه از نظر اسمي كاملا شبيه يكديگرند چيست؟البته بر اساس تئوريهاي مديريتي كه شما بلديد و خيلي ها بلد نيستند.

  •   در اين مطلب هيچ توجيه قابل قبولي براي مخالفت شما با انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزي نيافتم . صرفا با اشاره به نادرست بودن برخي اقدامات و در حاشيه آن اهانت به ديگران از زبان اشخاص نامعلوم ، خواسته بوديد تا نظرتان را به خواننده انتقال بدهيد. متاسفم از اين رويكرد

  •   باسلام
    مقدمتا" عرض ميكنم تحصيل در رشته هاي فني فرآينديست كه تفكر فرد را مهندسي كرده واساسا"فرد مسائل را پس از تحليل حل ميكندواين ويژگي فارالتحصيلان رشته هاي مهندسي معمولا"ازايشان مديران اجرايي كارآمد ميسازد.
    غرض ازمقدمه بالا بررسي تصميمهاي شتاب زده وبدون كارشناسي آقاي دكتر احمدي نژاد است كه پس ازآنها اصرار به كار كارشناسي نيز ميكند بنده به آقاي دكتر يادآوري ميكنم رشته مهندسي صنايع براي برنامه ريزي وكنترل براجراي پروژه هاي فني ايجاد شده بطوريكه تمام پروژه هاي كوچك -متوسط-بزرگ واحد مستقل كنترل پروژه داشته كه از ابتدا تا انتها بركار نظارت داشته وكاملا"مستقل هستند.حال ازآقاي دكتر سئوال ميكنم با انحلال سازمان مديريت وايجاد معاونتي جديد ايشان تصميم گرفتند با كاهش اختيارات اين سازمان منبعد مملكت را هياتي اداره كنند ؟

  •   من تا 3 سال پيش دانشجوي دكتر علي احمدي در علم و صنعت بوده ام. به ياد دارم ايشان يك كتاب قطور در رابطه با برنامه ريزي استراتژيك تاليف كرده بودند. حال چگونه است كه ايشان از مديريت استراتژيك فراري و به مديريت اقتضايي روي آورده اند! البته زياد هم غريب به نظر نمي رسد چون تمام مطالب كتاب از كارهاي تحقيقي و ترجمه هاي دانشجويان نگون بخت تهيه شده است و ايشان احتمالا كل كتاب را هم نخوانده باشند.



  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :