اين مصاحبه دست کم نشان ميدهد که يک زن اروپايي چه اندازه و با چه آساني ميتواند از مراکز پژوهشي و اسنادي ايران استفاده کند و نه تنها در تهران، بلکه در قم هم بدون مشکل کارش را به پيش ببرد.
هرچند مردم ايران در هفتههاي اخير شاهد اقدامات غيرمتعادل چند اروپايي در سفر به ايران بودند، سفر متفاوت يك دانشجوي سوئيسي به تهران و قم، تصوير متفاوتي را ارايه كرده است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در هفتههاي اخير، جريانات خبري كشور شاهد تجاوز پانزده نظامي انگليسي به آبهاي ايران و داستانپردازيهاي آنان پس از آزادي از زندان بود.
همچنين فيلمبرداري تنشزاي يك پژوهشگر فرانسوي از مراسم عزاداري در سيستانوبلوچستان موجب جلوگيري موقت از خروج وي از ايران شد و مدتي بعد، دو سوئدي كه به اتهام جاسوسي در ايران بازداشت شده بودند، آزاد شده و به كشورشان بازگشتند.
اما خانم «الوير كوربوز»، دانشجوي سوئيسي دكتري دانشگاه آكسفورد، سفر متفاوتي به ايران براي نگارش پايهنامهاش که درباره نقش خاندان آيتالله حکيم و آيتالله خويي در تحولات عراق مي باشد، تجربه كرده است.
ايشان مدتي در تهران و قم مشغول تحقيق بود و به کار جمعآوري کتابها و مدارک در باره موضوع خود مشغول بود.
وي تا اندازهاي زبان فارسي آموخته و در سفر خود به شهر مذهبي قم، از چادر استفاده كرده و پس از خروج از ايران، صادقانه به پرسشهايي درباره سفرش به ايران پاسخ داده است.
اين مصاحبه دست کم نشان ميدهد که يک زن اروپايي چه اندازه و با چه آساني ميتواند از مراکز پژوهشي و اسنادي ايران استفاده کند و نه تنها در تهران، بلکه در قم هم بدون مشکل کارش را به پيش ببرد.
در بخشي از اين مصاحبه آمده است:
*مراکز اسنادي چطور؟ با شما خوب کار ميکنند؟
ـ اين بسيار خوب بود! به مرکز اسناد انقلاب اسلامي تقريباً دو روز هفتهاي ميرفتم. اين بسيار خوب بود چونکه سيستم ترتيب ممتاز است و استفاده از اين سيستم خيلي آسان است تا اسناد مفيد براي تحقيق من پيدا کنم (واقعاً ترتيب اين اسناد بهتر از ترتيب در اسناد ملي انگلستان است). آنجا من هم مصاحبههايي با چند عضو از خانواده حکيم را پيدا کردم که اين مرکز ضبط کرد. و مدير اين مرکز آقاي حسينيان به من کمک داد تا من بتوانم با کسي از خاندان حکيم تماس بگيرم.
نيز يک بار به مرکز اسناد وزارت خارجي رفتم ولي تصميم گرفتم آنجا تحقيق نمي کنم. چون که آنجا اسناد تا سالهاي 1960 بود و سيستم ترتيب بسيار خوب نبود.
وقت نداشتم به مرکز اسناد ملي بروم ولي اميدوارم که بار آينده ميتوانم آنجا بروم و ببينم اگر اين مرکز اسناد مفيد براي تحقيق من داشته باشد.
* قبل از آمدن به ايران، هراسي هم براي آمدن داشتيد؟ فکر مي کنيد وضع چطوري است؟
ـ من دو سال و نيم پيش به ايران آمدم و فکر ميکنم که وضع در اين مدت عوض نشده است. براي من به عنوان نفري خارجي زندگي کردن در ايران آسان است.
* اما راجع به قم؟ چه تصوري در اين مدت از قم داريد؟ عجيبترين چيز در قم چه بوده است؟ جالبترين خاطره و بهيادماندنيترين آنها؟
ـ خيلي خوشحال بودم ديدن قم بکنم چونکه در طول دراسات من زياد درباره اين شهر خواندم (مثلاً درباره واقعههاي 1963 و واقعههاي انقلاب اسلامي در ايران). ديدن شهري که در اين زندگي گِرد تدريس و تعليم علوم ديني و گرد دين و زيارت تنظيم است خيلي جالب بود. متأسفانه فرصت نداشتم چون که زني هستم با طلبه صحبت کنم و بيشتر درباره دروسشان و زندگي ايشان بآموزم.
* شما تشييع جنازه آيتالله تبريزي بوديد يا نه؟ اگر بوديد چه چيز براي شما جالب بود؟
ـ بله تشييع جنازه آيت آلله تبريزي بودم و خيلي ممنون که شما به من آگاهي داديد در اين واقعه شرکت کنم. عدد بزرگ از مؤمنين که آنجا بودند و احترام بزرگي که مردم نشان دادند خيلي جالب بود. من همه چيزي که در بلندگو گفتند نفهميدم ولي احساس کردم که نيرومند بود وقتيکه هزاران نفر اين شعارها را تکرار کردند.
متن كامل را در ستون «گفتگو» بخوانيد.