شما قرار بود نفت را بر سر سفرههاي ما بياوريد؛ سفرههايي كه هر از چند گاهي، رنگ برنج و گوشت به خود ميديد. نفت را كه نياورديد بلکه با نامش، همه سفرههاي ما را از رونق انداختيد، شما را به خدا، همين را نيز ببريد و همان غذاهاي سابق ما را برگردانيد.
همگان كه استخوانهايشان آهنگ زجر و فقر و بيعدالتي مينواخت، دست در دست هم به فردي رأي دادند كه كارگر زاده بود و ميگفت، شب و روزش را وقف مردم ميكند؛ آن هم نه فرادستان بينياز از ترحم دولت، كه فرودستاني كه كوچكترين تصميم مقامات اجرايي، ميتواند سرنوشت آنان و ميليونها نفر همنوعشان را تغيير دهد.
سال گذشته را به ياد ميآورم كه در وقت تنظيم و تقديم بودجه به مجلس، هر چه كارشناسان و حتي نمايندگان فرياد زدند كه تزريق نقدينگي به كشور نكنيد و بيماري هلندي را به جان مردم نيندازيد، شما چشمهايتان را بسته و سرمست از نفت 60 دلاري، اشتباهي را مرتكب شديد كه چند سال مانده به انقلاب، پهلوي دوم، مرتكب شده بود.
آيا نميشد به جاي سياست گداپروري در تأمين مسكن نيازمندان و وامهاي ده ميليوني كه حتي نميشود يك آلونك ده متري با آن خريد، فكر ريشهاي و عمده براي رفع معضل مسكن ميكرديد؟ شما و همكارانتان چه فكري كردهايد كه ميتوان با 10 ميليون تومان، خانه خريد.
اشكال تنها از شما نيست. وقتي نمايندگاني كه با رأي ما و براي ما به مجلس رفتهاند، از بيست نفر آنان كه درباره قيمت گوشت و نان و مرغ، پرسيده شد، تنها يك نفر قيمت را ميدانست و بقيه بياطلاع بودند، به نظرم نبايد انتظار چنداني از شما، كه با صدها محافظ و كارمند و هزاران مشغله به هيچ وجه فرصت بيرون آمدن نداريد، داشت.
دوست دارم به يك پرسش من به راحتي و در كمال روشني پاسخ دهيد. حقوق ماهيانه من با روزانه ده ساعت كار، فكري شايد به 350 هزار تومان برسد؟ از آن طرف، ماهيانه نزديك به 250 هزار تومان اجاره منزلي را ميدهم كه نه در بالاي شهر است و نه در ويلاهاي فرشته؛ جايي است كه هر روز نزديك به سه تا چهار ساعت از وقتم را در ترافيك رفت و برگشت به محل كار و منزل تلف ميكند. من اصراري بر خوردن گوشت و مرغ ندارم، فقط شما را به خدا، اندكي بينديشيد و به من بگوييد، اگر من روزي پنج عدد نان لواش با يك كيلو سيبزميني و يك كيلو گوجهفرنگي و هفتهاي يك كيلو روغن نباتي بخرم، به اين عنوان كه در هر سه وعده، سيبزميني و گوجه با روغن نباتي و نان بخورم، با يك حساب سرانگشتي چقدر ميشود؟ من بايد ماهيانه 150 هزار تومان فقط براي خريد اين چهار قلم جنس، كه غذاي پايينترين قشر جامعه است، هزينه كنم؛ برنج و گوشت و ماكاروني و پيتزا و ديگر غذاهايي كه حالا شما ديگر لوكس شده، پيشكش
چگونه تخممرغي كه در شانزده سال، چهل تومان شده، در دوران دولت شما به نود تومان رسيده است؟ واقعا براي من سؤال است: شما قرار بود نفت بر سر سفرههاي ما بياوريد؛ سفرههايي كه هر از چند گاهي، رنگ برنج و گوشت به خود ميديد. نفت را كه نياورديد و با نام و رسمش، همه سفرههاي ما را از رونق انداختيد، شما را به خدا، همين را نيز ببريد و همان غذاهاي سابق ما را برگردانيد.
پس چه شد معرفي عوامل گراني و مافيايي كه هيچ گاه از زبانتان نميافتد؟ تا كي ما را حواله به غيبي ميدهيد كه اگر هم وجود داشته باشد، كمكي به آنچه مد نظر شماست، نميرساند؟
اگر دولتهاي گذشته و گذشتهتر، عامل گراني و سياستهاي غلط هستند، دستكم در زمان آنها، چتر گراني با 30 تا 50 درصد افزايش، سايه بر سر اقلام معيشتي مردم نينداخت!
كاش، صبحهاي زود، سري به لبنياتيها ميزديد تا ببينيد مردم با صفهاي طويل منتظرند تا شير يارانهاي بگيرند و افسوس كه بسياري از آنان با توجه به وضعيت نابسامان روزهاي اخير، دست خالي برميگردند.
مشروح مطلب را در ستون يادداشت بخوانيد.