همسر غلامحسين الهام، رئيس دفتر احمدينژاد و سخنگوي دولت، در جديدترين يادداشت خود که در سايت نزديک به دولت منتشر شده، در اعتراض به سفر سيدمحمد خاتمي، رئيسجمهور پيشين ايران به آمريکا نوشت:
واقعيت آن است كه محمد خاتمي به عنوان عامل اصلي اجراي اصلاح طلبي امروز دستمزد 8 سال تلاش خود را از آمريكاييها به ويژه كاخ سياه ميگيرد. اگر چه اين گام هم در كارنامه درخشان انديشه گري وي نمره اي ديگر را اضافه ميكند، اما اگر او همگام با عناصري چون اكبر گنجي، شيرين عبادي و... به حساب آيد نه تنها گردي از عملكردش بر دامن نظام اسلامي و ملت ايران نمي نشيند بلكه بيانگر عظمت بيش از پيش ملتي است كه بالاخره پس از 8 سال و بلكه 16سال عقبه آمريكايي ويرانگريها را به درستي شناخت و با امداد حضرت ولي عصر (عج) به طرد واخراج آن از عرصه حاكميت راي داد اما:
1- بر حوزههاي علميه، از مرجعيت عظيم الشان تا جامعه محترم مدرسين، به ويژه وارستگان اين تشكل كه قداست روحانيت شيعه را فراتر و بالاتر از همگرايي صنفي و سياسي ميدانند و طيف عظيم بالنده طلاب حقيقي مكتب امام صادق(ع) است كه پيشگام قشرهاي ملت گرديده تكليف اين دارنده لباس روحاني را در اين حركت ضد ملي روشن كنند. آيا روحانيت و مرجعيت شيعه در ستيز با اسلام ستيزان و دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمين در عرصه نظر وعمل همواره سربداران عزت و شرف و عظمت اسلام و تشيع نبوده اند و آيا دولت آمريكا وكليساهاي دين سوز وابسته آمريكا، سياسيون و به اصطلاح انديشه گران تدوين كننده برنامههاي جنايتكارانه كاخ سفيد و كشيشهاي خائن به مسيح (ع) و مسيحيت آن، امروز جنايت بارترين حملات را عليه بشريت به ويژه مسلمانان در سراسر جهان به اجرا نگذاردهاند؟ اشغال و جنايت در افغانستان و عراق و فجايع و نسل كشي حزب الله لبنان بر كدام بشر آزاده پوشيده است و كدام انسان در اقصي نقاط جهان آمريكاي جنايتكار را عامل اصلي تئوريك و عملي آن نمي داند؟ آيا حضور و جولان «محمد خاتمي» در شهرهاي آمريكا و سخنرانيهاي او پيرامون «اسلام مدرن» -اسلام مورد قبول وي- كه اسلام تعيش و تكسب، اسلام اشرافيت، اسلام رفاه طلبي، اسلام عافيت جويي و در يك كلمه اسلام آمريكايي است، عذر بدتر از گناه براي يك دارنده لباس روحانيت شيعه نيست؟
2- مجمع تشخيص مصلحت به دليل جايگاه خاص بايد در پيشگاه ملت پاسخگو باشد. اين مجمع و تك تك اعضاي آن كه نسبت به ايجاد «مثلث ناميمون» در مركز تحقيقات استراتژيك سكوت و بي تفاوتي پيشه كردند، از سوي ملت امروز مورد مواخذه اند، كه چرا «محمد خاتمي» در حركت ضدملي خود براي ورود به خاك آمريكا با استقبال بي سابقه كاخ ننگين سفيد، به عنوان «يك مقام رسمي» اعلان ميشود. آيا اين «مقام» به معناي حضور او در آن «مثلث» نيست؟ و آيا برنامه اين حركت از سوي آن مثلث مورد قبول واقع نشده است؟ آيا مجمع تشخيص مصلحت هرگونه پيوند فكري و اعتقادي و سياسي با ملت را قطع كرده كه به گفته روزنامه «واشنگتن پست» در «شديدترين برخورد آمريكا عليه دولت جديد ايران»، «خاتمي» منادي «عشق و محبت» نسبت به آمريكا شده است؟
3- خانوادههاي عزيز شهداي انقلاب اسلامي، به ويژه شهيدان ماهها، روزها و شبها و لحظههاي خونبار سال 56 و 57، و در راس آنان، وارثان آزاده شهداي 17 شهريور، به طور قطع اين هديه زهرآلود «خاتمي» را در آستانه سالگرد «17 شهريور» با خشم و قهر به خود وي و همفكران آمريكائيش باز خواهند گردانيد. آيا «محمد خاتمي» در استمرار لگدمال كردن اصول و ارزشهاي انقلاب اسلامي و بنيانگذاريهاي فكري و عملي حضرت روح الله (س)، در آستانه «هفدهم شهريور» با ورود به آمريكا، چه پيامي به ملت ايران ابلاغ ميكند؟ آيا استقبال گرم دولت حيوان صفت «بوش جنايتكار» از «خاتمي» در شهريور ماه، نشانه تمسخر خاتمي نسبت به شهدايي نيست که مظلومانه توسط هلي کوپترهاي آمريکايي و اسرائيلي به رگبار مستقيم بسته شدند؟ بالاتر آن که اگر جيمي کارتر قصاب اصلي ملت ايران درسالهاي 56 به بعد، تماس خاتمي براي ديدار را بپذيرد، بايد گفت که خانوادههاي شهداي انقلاب و شهداي 17 شهريور بزرگترين هديه مسموم را از محمد خاتمي دريافت کرده اند، که البته هديه ويژه اي نيز هست.
4- وفاداران به حضرت روح الله، حزب الله اين فرزندان معنوي رسول الله به فرموده حضرت امام، چگونه ميتوانند با آرامش و تحسين جولان خاتمي را در شهرهاي امريکا نظاره کنند و سخنوريهاي تکراريش را در مدح و ستايش انديشه و تمدن و تجدد غرب به سرکردگي آمريکا در دانشگاههاي تئوري پرداز جنايات آمريکا، تمجيد نمايند و آنها را در راستاي صلح اسلامي و گفتگوي ديني و ملي تلقي نمايند؟
آيا حزب الله چگونه ميتواند فريادهاي پيامبرگونه حضرت خميني (ره) را به فراموشي بسپارد که آمريکا دشمن شماره يک بشريت است و آمريکا تروريست بالذات است و کارتر دشمن ملت ايران و منفورترين افراد نزد ملت ايران است، همان گونه که کندي در جنايات خود عليه ايران چنين بود؟ آيا حزب الله همچون اصلاح طلبان آن چنان محو جمال آمريکا و کاخ سفيد و جنايات سياه تمدني آن شده اند که از خاطر برده اند فرياد رهايي بخش امام را که « اگر آمريکا لا اله الا الله هم بگويد ما پذيراي او نيستيم و باور نخواهيم کرد.»
5- دانشگاهيان آزاد انديش از هر گروه و جناح و با هر سليقه و عقيده بايد نسبت به حرکت ضد ملي خاتمي برخورد قهرآميز داشته باشند، آيا انبوه توهين و تحقير ملي آمريکاييان نسبت به ايراني بالنده براي آنان احساس دردي به وجود نياورده است؟
آيا دانشگاههيان که در روزهاي گذشته از سوي آدم کشان آمريکايي اجازه ورود علمي به خاک آن کشور و حضور علمي در دانشگاههاي آن را نيافتند، نسبت به احترام ويژه و دوستي انحصاري کاخ سفيد و دولت جنايتکار بوش براي شخص محمد خاتمي ابراز تنفر و انزجار ندارند؟ آيا خاتمي نماينده دانشگاهيان و داراي جايگاه علمي است؟ آيا نبايد دانشگاهيان در اين عرصه، با يک حرکت ملي عرق ايراني بودن خود را به ارزيابي ملي بگذارند؟
6- ملت از وزارت خارجه که يک سال گذشته هرگز همپا و همگام با مواضع عزتمند و خردمندانه دکتر احمدي نژاد حرکت نکرده، انتظار دارد تا اگر خبرمنتشره ايسنا درباره ضيافت شام ظريف براي خاتمي صحت دارد، نماينده ايران در سازمان ملل را که هنوز سر در هواي اصلاح طلبي برانداز دارد،چرا که وي منتخب دولت خاتمي است، به دليل برپايي ضيافت ضد اسلامي و ضد ملي براي خاتمي در نيويورک سريعا عزل کند. تنها در اين صورت است که ملت خط ميان خيانت و امانت را در مرکز ديپلماسي ترسيم کرده و نسبت به آن اعتماد خواهند داشت زيرا اين نماينده سياسي جشن ورود خاتمي به ديار کاخ سفيد را در حالي از جيب ملت برپا کرده که نسبت به عدم صدور ويزا براي وزير بهداشت که نماينده حقيقي ملت ايران است و دانشگاهيان دانشگاه شريف که فرزندان نخبه ايران اسلامي هستند، هيچ اخمي بر ابرو نيانداخت و قانون مند! از کنار ددمنشي آمريکاييها عليه ملت خود گذشت.
7- از مجلس انتظاري نيست. عملکرد دوبخشي و دوگانه مجلس هفتم با دولت خاتمي و احمدي نژاد براي عموم ملت، اصول و تعهدات آن را آشکار کرده است. مجلس به راه خود برود، رئيس آن به سفرهاي استاني برود و به مردم القا کند که مجلس دولت را مکلف ميکند که چه بکند و چه نکند؟! ويقيناً ملت راه خود را خواهد رفت.