صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


سيد حسن با خنده به فارسی پرسيد، مي‌خواهيد عربي صحبت كنم يا فارسي؟ او گفت: اميدواريم اسرائيل يك روز حماقت كرده به جنوب لبنان حمله كند. زيرا آن‌چه ما آماده كرده‌ايم، به ذهن شارون هم خطور نمي‌كند.

۳۰ مرداد ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۲:۵ تعداد بازديد: 65049 كد خبر: ۴۶۱۰۳

ناگفته هاي سيد حسن نصرالله در ديدار جمعي از طلاب حوزه علميه قم، به نظر مو به مو، شرح واقعه و پيش بيني صحيح ماجراهایی بوده که سه سال بعد، به عینه رخ داده است.

شرح ملاقات در متنی كه براي بازتاب ارسال شده: ساعاتي از شب گذشته بود تا اين كه بالاخره مكان قطعي ملاقات را به ما اعلام كردند. سريع خود را به محله «حاره حريك» رسانديم. بعد از گذشتن از يك ايست بازرسي خود را به جلوي آپارتمان چند طبقه‌اي كه ميان آپارتمان‌هاي بلند گم شده بود رسانديم. از گيت بازرسي رد شديم. برادران حزب‌الله ـ كه سخت از بر و بچه هاي خودمان تشخيص داده مي‌شدند ـ اشياء فلزيمان را گرفتند.

ديدار در يك اتاق كوچك، كه با صندلي‌هاي فايبرگلاس يا به قول خودمان پلاستيكي! فرش شده بود، انجام شد. ديوارهاي اتاق با چند تابلوي ساده كه همه نماد مقاومت بودند تزئين شده بود و ما قبل از آمدن ميزبان، آنها را تماشا مي‌كرديم.

سيد حسن با ابهت هميشگي‌اش وارد اتاق جلسه شد. احوالپرسي گرمي كرد و روبرويمان نشست. محافظانش هم آرام و جدي دو طرف او نشستند. نماينده ما دقايقي صحبت كرد و سؤالاتي مطرح كرد. سيد همان اول غافلگيرمان كرد و با خنده پرسيد مي‌خواهيد عربي صحبت كنم يا فارسي؟! البته اين جمله را فارسي گفت! بچه‌ها گفتند فارسي. گفت بسيار خوب! البته فارسي من ضعيف است و من پنجاه درصد آن را مي‌دانم. ولي در طول صحبت معلوم شد كه بسيار مسلط هستند و بدون مكث و با ادبيات صحيح صحبت مي‌كند.

صندلي سيد با رديف جلويي دو متر بيشتر فاصله نداشت. هم‌چنين، مكاني كه سخنراني مي‌كرد، بلندتر از جاي مستمعين نبود. تا آخر لبخند بر لبانش بود. خيلي تحويلمان گرفت و نزديك يك‌ساعت و نيم برايمان سخن گفت. بعد از جلسه با متانت و بزرگواري ايستاد و در چندين نوبت با بچه‌ها عكس يادگاري گرفت. با تك‌تك بچه‌ها دست داد و ما هم دستش را بوسيديم.ديدار سيد حسن با طلاب حوزه علميه قم

نصرالله سخنان خود را اين گونه آغاز كرد: من فكر كردم چه بگويم، موضوعي كه نمي‌شود با رسانه‌هاي گروهي طرح كنيم كه مربوط به جمهوري اسلامي، امام(ره) و مقام معظم رهبري هم باشد. برگرديم به 21 سال قبل يا بيشتر، به سال پيروزي انقلاب اسلامي سال 1979. شيعيان لبنان (و اهل سنت) منفعل بودند اما توجه خوبي به امام شد و ايشان تأثير فراوان بر ملت لبنان داشتند، اقتصادي ، فرهنگي و … مخصوصاً در سطح جوانان. جزء پيشگويي‌هايشان هم هست كه: «يهوديان كنار هم جمع مي‌شوند و نابودي آن‌ها زماني است كه انقلابي در شرق شود و يكي از فرزندان انبياء، هم‌نام يكي از انبياء بني اسرائيل قيام مي‌كند.».

لبنان پر از شيعه بود و از لحاظ فكري، نزديك به ايران. بعد از حمله به لبنان در دو ماه حزب‌الله به وجود آمد. همه جوان بودند. سيد عباس موسوي، بزرگترين عالم جريان، 26 ساله بود، و آنچه طبيعتاً بايد 20 سال بعد تشكيل مي‌شد دو ماهه تشكيل شد. در اين اوضاع امام گفتند ارتش و سپاه بيايد سوريه و لبنان كه اسرائيلي‌ها مستقر شده بودند. سپاه آمد و مستقر شد. جمهوري اسلامي ايران هر چه در توان داشت براي لبنان مي‌داد؛ پول،  آموزش، كمك فكري.

امام فرمودند: «از صفر شروع كنيد و با همين نيروي كم مبارزه كنيد كه پيروز خواهيد شد. من از همين حالا مي‌بينم كه پيروزي از آنِ شماست.» با خود مي‌گفتيم يعني چه؟

از حضرت امام خواستيم كه در مسأله لبنان يك كسي نماينده شما باشد كه مزاحم وقت حضرت‌عالي نشويم. امام آن زمان فرمودند نماينده تام‌الاختيار من آقاي خامنه‌اي هستند. آقا هم خيلي با ما مهربان بودند. از زمان انعقاد نطفه حزب الله، آقا مسئول ما بود. ايشان در مسائل اسرائيل كارشناس‌تر از كارشناسان است. خلاصه كار را ادامه داديم؛ اما امام فرموده بودند تا اخراج كامل ادامه دهيد. تا اينكه امام رحلت كرد. رسيديم خدمت آقا كه الان شما رهبر ما هستيد، يك نفر را معرفي كنيد تا زياد مزاحم شما هم نشويم. آقا فرمودند: «نه خير، مسألة اسرائيل و لبنان مربوط به من است و من خودم مسؤول اين مسأله هستم.» آقا خصوصيات تك تك ما را مي‌شناسند. اين ارتباط عميق از مهمترين عوامل پيروزي و از بزرگترين بركات براي حزب‌الله بود.

اما چند قضيه از رهنمودهاي حضرت آقا:
قضيه اول، يك روز بعد از جنگ دوم خليج فارس در كنفرانس مادريد، عرب ها و اسرائيلي ها را جمع كردند براي صلح خاورميانه كه آقا هم يك پيام مهم عليه آن داد. همه رفته بودند، رئيس جمهور سوريه، لبنان و ... پشتيبان بين‌المللي هم داشتند، مثل آمريكا و شوروي. صلح به نظر ما و همة صاحب‌نظران قطعي بود. رسيديم خدمت آقا و گفتيم كه ما تنها مانديم. فرمودند:« درست است كه همه دنيا جمع شده‌اند ولي من به شما مي‌گويم صلح نخواهد شد و كنفرانس موفق نخواهد بود.» در شرايطي بود كه تحليل‌گران مي‌گفتند كار تمام شد. حتي بعضي آقايان در ايران هم اين نظر را داشتند. اسحاق رابين و حافظ اسد با واسطه مذاكره مي‌كردند و نزديك به توافق بودند. بعد از حدود يك ماه انتفاضة اول آغاز شد و در كمال ناباوري همگان روند صلح شكست خورد.

قضية دوم، در مورد عقب‌نشيني اسرائيل بود. همه معتقد بودند كه محال است عقب‌نشيني از مرزها آن‌هم بدون قيد و شرط. رفتيم خدمت آقا؛ فرمودند: «من تحليل شما را قبول ندارم.» ولي صريح نفرمودند. بعد از چند روز فرماندهان ما رفتند تهران خدمت آقا. عادتاً اين‌ها طول عمر مسؤوليتشان دو سال بود. لذا عده‌اي از اين‌ها براي جانشيني فرماندهان شهيد آماده شده بودند. ابتدا فقط براي نماز از آقا اجازه گرفته بوديم. بعد درخواست دست‌بوسي كرديم. بعد خودشان فرمودند كه كمي صحبت كنيم. فرمودند: «پيروزي شما خيلي نزديك است، نزديك‌تر از آنچه شما به ذهنتان برسد، همه شما با چشمان خود خواهيد ديد.» و بعد از چند روز ما ديديم اسرائيل فرار كرد.

ديدار سيد حسن نصرالله با طلاب حوزه علميه قم

قضيه سوم، مساله سوريه بود. به خاطر سيستم امنيتي بسيار بسته كسي نمي داند داخل سوريه چه مي‌گذرد و ما نمي‌دانستيم كه بعد از مرگ حافظ اسد چه مي‌شود. لذا هميشه نگران بوديم كه يك مخالف سر كار بيايد. يك بار كه حافظ اسد مريض شد، خدمت آقا رسيديم و گفتيم برايش دعا كنيد، فرمودند دعا مي‌كنم. بعد از مدتي خوب شد. گذشت تا اين كه بار ديگر حافظ مريض شد. دوباره خدمت آقا رسيديم كه دعا كنيد، فرمودند: «البته من دعا مي كنم ولي ناراحت نباشيد. چون كسي كه بعد از او مي‌آيد براي شما خيلي بهتر خواهد بود.» وزارت خارجه و اطلاعات كه هيچ CIA هم نمي دانست چه مي‌شود. به هر حال حافظ فوت كرد و بشار آمد. و جداً وضع ما بعد از فوت حافظ اسد خيلي بهتر شد. به طوري كه اسرائيلي‌ها مي گويند، نمي‌دانيم كدام از يك از اينها از ديگري اطاعت مي‌كنند؟ صميميت ما با سوريه، اكنون به صورتي است كه هر زمان بخواهم با بشار ديدار و تبادل نظر مي كنم .

وقتي كه ما در جنوب لبنان پيروز شديم. خدمت آقا رسيديم و من با تأسف و نااميدي گفتم: « حضرت آقا هجده سال طول كشيد تا حزب‌الله جنوب لبنان را آزاد كرد، فلسطين چقدر طول خواهد كشيد؟!» آقا فرمودند: « حالا كه پرسيديد مي‌گويم كه اعتقاد دارم آزادي قدس كمتر از آن طول مي‌كشد.»

سيد حسن در پايان سخنان خود اظهار داشت: آقا در لبنان بسيار محبوب هستند. طوري كه در لبنان وقتي شنيده مي‌شود كسي در ايران به آقا انتقاد مي‌كند يا با ايشان مخالفت مي‌شود. با تعجب و ناراحتي مي‌گويند كه اينها آقا را و قدر او را نمي‌شناسند.   اين سرزمين يك روز هم تحت لواي ولايت اميرالمؤمنين عليه‌السلام نبوده و شيعه هرگز حاكميت نداشته تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي 1400 سال شيعه مستضعف و فقير بود. ما تا سي سال پيش يك مؤسسه يا مدرسه نداشتيم. اما شيعه امروز قوي‌ترين طايفة لبنان است. از لحاظ نظامي قويترين نيرو هستيم در لبنان و قابل مقايسه با اسرائيل شده‌ايم. حزب‌الله بزرگترين حزب سياسي لبنان است. يكي از ممتازترين راديوها و بهترين شبكه هاي عربي (المنار) براي حزب‌الله است. شيعه قويترين جريان را در لبنان دارد و الان ديگران از ما تقيه مي كنند. بر عكس گذشته كه ما تقيه مي كرديم.  
ما آينده را براي خود مي‌دانيم.

«اميدواريم اسرائيل يك روز حماقت كرده به جنوب لبنان حمله كند. زيرا آن‌چه ما آماده كرده‌ايم، به ذهن شارون هم خطور نمي‌كند.»

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته



  •   فكر مي كنيد انتشار اين خبر در اين شرايط كار درستي باشه ؟؟

  •   با سلام انچه مقام ولایت پیشگوئی فرموده اند عین احادیث و روایات صادره از طرف معصومین(س) می باشد
    که برای مومنین محرز و عیان است حتی زمانیراکه برای از بین رفتن صهیونیستها تعیین فرموده اند.
    علی ایحال افشاء مکان ملاقات با توجه به گذشت زمان و تسلط اطلاعاتی قابل تحسین حزب الله جای نگرانی نمی باشد.تنها نقطه ی قابل تامل انتشار متن مصاحبه در صورت مغایرت با رای سید بزرگوار و مجاهد نستوه سید حسن نصرالله می باشد که
    ان شاالله با رای و نظر ایشان بوده باشد.
    امروز ندای آماده باش برای جوانان مومن و گوشهائی که صوت ملکوت را دریافت میکنند٬ندای آشنا و امیدبخشی می باشد.

  •   خداوند نصرت بدهد حزب الله و سيد حسن نصرالله را كه نصرت انها پیروزی امت اسلام است.بنده هم مطمئن نبودم انتشار بعضي
    مسايل در اینجا با حکمت و درایت انجام گرفته شده باشد ولی شاید هم زمان تقیه و سکوت تا حدودی شکسته شده باشد.الله اعلم

  •   نه تنها اسرائيل و بلكه هيچ قدرت بزرگتري نيز نمي تواند گروهي كه توكلشان بر خداست را شكست دهد .
    همواره پيروز باشيد
    ان شا ا...

  •   الهم انصر الاسلام والمسلمين واهله
    واخذل الكفار والمنافقين والصهيونيه والامريكا واهله
    آدرس محل ملاقات را نمي دادند بهتر نبود ؟
    خدايا به حق صاحب الزمان اقاي سيد حسن نصراله وكليه رزمندگان حزب الله را از بلاي ارضي وسماوي مصون ومحافظت كن

  •   البته گاها براي بيدار شدن از خواب غفلت بعضي از ما به ظاهر مسلمانها بد نيست واقعيات اين چنيني صريحا اعلان گردد .

  •   با خواندن اين مطالب از قهرمان جوان جهان اسلام انسان به ياد دلباختگان صدر اسلام مي افتد . براستي كه جاي امام شهدا و سرداران رشيد اسلام . متوسيليان و ياران باوفاي او در اين كارزار خالي . اميدوارم به حق عصمت و طهارت اهل بيت ما شاهد آخرين مبارزه اسلام و كفر صهيونيزم باشيم و ظهور امام زمان (ع) نيز نزديك تر از هميشه . ياعلي

  •   حزب الله وقتي شكل مي گيرد كه قيام فقط براي خدا باشد و بس كه الحمدالله سيد حسن داراي اين ويژگي مي باشد.

  •   آفرین بر سید حسن که به تنهایی و با توکل به خدا حماسه می آفریند. کاش اعراب منطقه ذره ای از شجاعت و غیرت او را داشتند. شجاعت سید حسن متاثر از خون علوی است که در رگهایش جاری است علی (ع) یارش باشد

  •   اصلا رعایت حفاظت اطلاعات را نکردید که محل ملاقات را گفتید

  •   دو شاخصه قابل وصف سيد حسن نصرالله كه او را از خيليها مجزا مي نمايد ادب و مطيع بودن او در مقابل ولي فقيه است . هرگز فراموش نمي كنم در كنفرانس سران كشورهاي اسلامي در مقابل همه دوربينهاي جهان با ادب خاصي دست مقام معظم رهبري را بوسيد و در مقابل اين سئوال كه چرا خلاف عرف ديپلماتيك عمل نمودي ’ پاسخ داد مي خواستم به دنيا بفهمانم كه من ارادتمند رهبرم هستم . چه تعداد از مدعيان ما حاضرند اين اقدام را انجام دهند . خداوند متعال آنچه را به قمر بني هاشم عطا نمود در قبال ادب و اطاعت او از امامش بود . مطمئنا اين سيد بزرگوار فرزندي از آن قمر منير بني هاشم است و اجري را كه او در مبارزه با تمامي كفر در پيشگاه خداوندي دريافت نمود . ايشان هم در مبارزه با صهيونيست غاصب كه كينه و عداوت آنان نسبت به مسلمانان در تاريخ روشن است بدون شك دريافت خواهد نمود و بهمين خاطر است كه برغم تبليغات روز افزون دشمنان بشريت بر عليه اين بنده خالص خداوند روز به روز محبت او در دلهاي مومنان خدادوست و آزادگان جهان بيشتر مي شود خدايش او را حفظ نمايد و شاهد تحقق وعده خداوند كه از زبان مقام معظم رهبري صادر شده است باشد و باشيم .

  •   چاپ اين مطلب ضرر منافع جهان اسلام و بر خلاف تقيه و رازداري و درايت سياسي است .كاظم

  •   آن دوره كه ما شيعيان پنهان بوديم گذشت ما حسين وار خواهيم بود و راست قامتان تاريخ خواهيم ماند و همچون سيد حسن راستگو و به وعدههاي خود عمل ميكنيم و اين دشمنان ما هستند كه دوران پنهاني آنان براي هميشه شروع و محو بايد شوند زيرا زمين جايگاه خداپرستان و مومنان است و شيطان وو ايادي آن نيز بايد از خداپرستان وحشت كنند چه رسد به صهيونيستها و صاحبات قدرت و پول

  •   الحمد الله الذی جعلنا من الموالین لولایه امیرالمومنین. شک نیست که روزی خورشید از پس ابرها کنار خواهد رفت و شعاعهای پرنورش تمام دنیا را خواهد پوشاند. تمام این تحولات نوید تحقق امر الهی و محیا شدن شرایط برای ظهور پربرکت منجی عالم بشریت صاحب عصر و زمان است که انشاء الله با بدست گرفتن پرچم عدالت خواهی توسط شیعه بوقوع خواهد پیوست.

  •   به اميد پيروزي شيعيان كه پيروان واقعي اسلام ناب محمدي هستند و به اميد اتحاد دنياي اسلام در زير لواي يك حكومت مقتدر جمهوري اسلامي و نابودي حكومتهاي ترسو حاكم بر مسلمين بخصوص در كشورهاي عربي

  •   نابودي اسرائيل وعده الهي است و پيروزي حزب الله به رهبري سيد شريف و شجاع فرزند زهرا (س) سيد حسن نصرالله يك معجزه و نصرت خدا بود كه نصيب اناني كرد كه دل در گرو حق داشتند وتوكلشان فقط با خدا بود سيد حسن خدا شما وهمه نيروهاي جان بر كفت را حفظ كند ماراسرافرازو مسرور نمودي خدا تو را مسرور و منصور گرداند آرزوي ديدار تو را دارم اميداست ميسر گردد اينشائالله دوستدار شما لهراسب آقاجري ×اهواز

  •   شما نبايد براي استفاده ژورناليستي تفاصيل اين ديدار را اينگونه منتشر مي كرديد. البته فكر كنم اين انتقاد به مذاق شما خوش نيايد. ولي خود سيد حسن نصرالله هم طبق متن منتشر شده گفته كه اين حرفها را براي رسانه ها نمي گويد.

  •   الحمد لله اي حزب خدا نصرت خدا مبارك باد
    ما هر روز با كل خانواده يك جز, قرآن براي پيروزي شما تلاوت مي كنيم. پيروز باشيد.

  •   ما هم پیرو سخنان رهبر دست و بازوی همه رزمندگان حزب ا... را میبوسیم.خداوند حزب ا... را پیروز نمود.الحمدالله رب العالمین

  •   وقتي خدا در قرآن مي فرمايد حزب الله هم الغالبون مگر مي شود حزب الله شكست بخورد خداوند پشت و پناه حزب الله مي باشد

  •   ظاهرا این جلسه برای این بوده که نوشته نشود ... امام صادق (ع) : حاضرم گوشت دست راست را بدهم تا شیعه دست از دو خصلت بردارد : شلوغ کاری بدون حساب و عدم رازنگهداری . ( نزق و قلة الکتمان ) .



  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :