قويترين مردان تبهكار ايران
اگر در اين چند سال اخير، دست كم ده، پانزده خبر مبني بر جرم و جنايت توسط افرادي كه در مسابقه «قويترين مردان ايران» شركت داشتهاند، نشنيدهايد، اين نشان ميدهد، يا شما از دنياي اخبار و اطلاعات پرت هستيد و يا اصولا ناشنواييد!
ما ضمن احترام به مردان قدرتمندي كه اهل خلاف نيستند، پيشنهاد ميكنيم از اين به بعد، اين مسابقه در دو بخش كاملا مجزا برگزار شود؛ يك بخش مخصوص مرداني كه فقط قوي هستند و يك بخش مخصوص مرداني كه هم قوي هستند و هم اهل كارِ خلاف! بخش اول كه كمافيالسابق با آيتمهايي مثل بلند كردن تخته سنگ و كشيدن تريلي و چپه كردن فولوكس و... (از اين جور كارهاي استاندارد كه بعضا باعث قطع نخاع ورزشكاران هم ميشود!) برگزار خواهد شد.
اما بخش دوم، بايد آيتمهايي داشته باشد كه با علايق و تجربيات بعضي از اين قويترين مردان، مرتبط باشد. مثلا مرحله نخست، شامل زورگيري از يازده زن بيسرپناه در كمترين زمان ممكن باشد و در بخش بعدي، مردان قوي از گاوصندوقهاي چند بانك سرقت كنند. پس از آن، كساني كه امتيازهاي لازم را كسب كردهاند، ميتوانند در بخش آدمربايي شركت كنند كه ميتواند خيلي ديدني باشد و «آگهيخورش» هم عالي! (قابل توجه تهيهكنندگان محترم تلويزيون) به ويژه بايد در يكي از بخشهاي مسابقه، ترتيبي داده شود تا شركتكنندگان با پنجه بوكس و قمه به جان هم بيفتند تا از تجربيات ارزشمند آنان در اين خصوص استفاده شود! (جزييات اين برنامه تحت عنوان «قويترين تبهكاران ايران» در دست تهيه است كه متعاقبا به گروه ورزش و سرگرميهاي سالم صداوسيما ارائه خواهد شد).
تضعيف در جهت تقويت
از نظر مديريت كلان، براي حفظ ميراث فرهنگي و آثار باستاني كشور، دو كار مهم ميتوان انجام داد؛ كار اول تقويت سازمانهاي مرتبط و بهكارگيري مديران مجرب و دلسوز براي پاسداري و حفاظت از آثار باستاني است كه از آنجايي كه در فرآيند انتخاب مديران براي تصدي پستهاي فرهنگي، همه چيز نقش دارد، الا «تخصص» و «سابقه»؛ در نتيجه اين مورد منتفي است!
در حالت دوم، ميتوان به جاي تقويت سازمانهاي مرتبط با ميراث فرهنگي و حفظ آثار باستاني، به افشاگري ارگانهاي نامرتبط پرداخت! (اگر با خواندن اين بخش فكر كردهايد من قاطي كردهام، دنبالهاش را حتما بخوانيد).
براي مثال؛ وزارت نيرو، در حال افتتاح سدي است كه با شروع آبگيري آن، احتمالا يكسري از آثار باستاني فوقالعاده ارزشمند به جا مانده از ايران باستان، به زير آب خواهد رفت و سازمان ميراث فرهنگي هم زورش نميرسد در مقابل وزارت نيرو بايستد.
يا در جديدترين خبر از اين دست، كاشف به عمل آمد كه به تازگي، شركت نفت براي انجام عمليات لرزهنگاري، مقدار ناقابلي ديناميت را در زمينهاي اطراف زيگورات چغازنبيل (نامش عجيب و غريب است، ولي خودش يكي از آثار بسيار ارزشمند باستاني ايران و حتي جهان است!) جاسازي ميكند، تا با انفجار آنها، آزمايشهاي لرزهنگارانهاش را انجام دهد! البته خوشبختانه، پيش از انجام آزمايشهاي وزارت نفت كه باعث ويراني كامل اين اثر ارزشمند تاريخي ميشد، با تلاشهاي جامعه مطبوعاتي و پس از آن، برخي مسئولان (اصولا مسئولان بعد از همه وارد جريان ميشوند!) اين پروژه ناتمام ماند.
نظر شخصي و بهرهبرداري سياسي: ما هرچه ميكشيم، از دست اين انرژي ميكشيم.
سرود جام جهاني را چه كسي ميخواند؟
اين ماجراي اجراي سرود ملي تيم فوتبال ايران در جام جهاني، كمكم دارد به يك بحران ملي تبديل ميشود. يك بار خبر از اجراي آن توسط استاد شجريان ميرسد، مدتي بعد اعلام ميشود، سرود توسط عليرضا عصار اجرا خواهد شد، همان زمان از آن سوي آبها خبر ميآيد كه يك خواننده لوسآنجلسي آن را خواهد خواند و چند روز بعد، امير تاجيك اعلام ميكند كه نخير آقا، خودم ميخوانم و... فعلا هم كه اوضاع شير تو شير و نامشخص است.
خيالبافي: اي كاش ميشد مثل فيلمهاي تخيلي ـ علمي، موجودي طراحي و يا شبيهسازي شود كه صدايش مثل صداي استاد
شجريان، ادا و اطوارش مثل عصار، حركات موزونش مثل آرش (خواننده لوسآنجلسي) و تيپش مثل امير تاجيك باشد و بفرستيمش سرودمان را اجرا كند!
واقعبيني: احتمالا با اين وضعيت فدراسيون فوتبال، اگر امكان ساخت يا شبيهسازي چنين موجوداتي هم بود، موجودي به عمل ميآمد با صداي آرش، حركات استاد شجريان، اندام موزون عصار و پرستيژ امير تاجيك!
پيشنهاد: اين علي پروين هم براي اجراي سرود بد نيست ها! هم صدايش خوب است، هم اندامش موزون است، هم قدرت ورجه وورجه كردن زيادي دارد... پرستيژ و شخصيتش هم كه نگو!
نوستالژي: پروين پاطلايي... هنوز اميد مايي [دريم دارام دام دام ريم دام....!]
دستانداز
خوب شد نمرديم و معني «اخبار مرتبط» را از همكارانمان در خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) ياد گرفتيم. اخبار مرتبط با اين جمله از هاشمي رفسنجاني «در بودجه 85 بخش بهداشت و درمان توجه لازم نشده است» را ميخوانيد؛ (البته يك «به» هم در تيتر خبر جا افتاده كه قابل ندارد!)
نمايي از درياچه زيبا در مريوان، جشن تكليف پنجاه دانشآموز دختر در مصلاي بندرعباس، ديدار سفير سوئيس با مديرعامل ايرنا، تيراندازان ايراني...!
و اين هم يك پيام:
جناب آقاي م.ف
ديروز به طور اتفاقي داشتم فيلم تبليغاتي آقاي احمدينژاد را ميديدم. نكتهاي ديدم كه شايد براي شما هم جالب باشد (در راستاي انتقاد شمقدري از تذكر اخلاقي علماي اعلام):
× اوايل فيلم:
جواد شمقدري: جناب آقاي احمدينژاد، فرض كنيم كه شما رأي آورديد و قرار شد به بنده هم پستي بدهيد...
احمدينژاد: البته خيلي بعيده ها...!!
شمقدري: هه هه... .
× اواخر فيلم:
احمدينژاد: بسياري از كساني كه الان سركار هستند! شماها خيليهاتون با ارتباطات سركار اومديد. شماها شايستگي نداريد... .
لطف كنيد براي من ترجمه و تفسير كنيد.
با تشكر
م.ف: «ترجمه و تفسير ندارد. لطف هم نميكنم. شما هم بيكاري ميشيني فيلمهاي قديمي را نگاه ميكني؟! تازه من يك فيلم دارم از حرفهاي اخير حضرات. خيلي بامزهتر است!»