احمدينژاد درباره تغييرات وسيع در مديران (اصطلاحا تغييرات اتوبوسي) گفت: گروههاي قدرتطلب هم كه همه مناصب اصلي كشور را بيست سال در اختيار گرفتهاند، همه تلاششان اين است كه از دستشان نرود. ما كه آمديم شهرداري، ميپرسيدند شما هم با اتوبوس ميآييد؟ من جواب دادم، نه، من با اتوبوس نميآيم. اگر ضرورت ايجاب كند و لازم باشد با قطار ميآيم.

محمود احمدينژاد، كانديداي رياستجمهوري، در جمع دانشجويان گفت: بعضيها دارند فضاي انتخاباتي را اداره ميكنند. بدانيد اگر لازم شد، روزي من خواهم گفت چه كساني پشت اين قضايا هستند كه نيروهاي انقلاب را متهم كنند به قدرتطلبي؛ همان كساني كه به ظاهر دلسوزي ميكنند براي نيروهاي انقلاب كه چرا با هم توافق نكردند و اي كاش توافق ميكردند، همانها پشت صحنه تفرقهها هستند. مسبب اصلي خودشان هستند. من سند دارم.
شهردار تهران افزود: وقتي ما آمديم شهرداري، بودجه كم شده بود. از صبح تا شب، تهران (يك روز) سه ميليارد تومان هزينه دارد. يك دفعه بودجه شهرداري شد شش ميليارد در هفته! كميته ويژه شبانهروزي، راههاي كسب درآمد تشكيل داده بوديم. ما نه ميخواستيم تراكم بفروشيم، نه قانون بفروشيم، نه برجهاي تقلبي بسازيم، نه تخلف كنيم و نه به مردم فشار بياوريم و عوارض را گران كنيم. قبول نداشتيم اين روشها را. چه بايد ميكرديم؟ دنبال قرض كردن بوديم. در چنين شرايطي، آگاه شديم در گذشته، شهرداري، طلبهاي از مردم را تقسيط ميكردند و ماهانه 2 درصد سود روي آن ميكشيدند. ما مطمئن بوديم اين كار حرام است. جلسه گذاشتيم و به اتفاق گفتيم اين را حذف ميكنيم. كارشناسها گفتند، همينطوري هم شما بودجه نداريد و اين كار وضع شما را بدتر خواهد كرد. ميگفتند، لااقل از اين طريق، ماهي يك تا پنج ميليارد تومان به شما ميرسد. ولي نگاه ما متفاوت بود و نميخواستيم اسلام را با حرام جلو ببريم.
شايد باور نكنيد، ولي در اثر همين پافشاري بر اصول، خدا راههايي براي ما گشود كه اصلا به فكر ما هم نميرسيد و درآمد شهرداري تأمين شد. دو سال است، عوارض را اضافه نكردهايم، قيمتهاي شهرداري هم اضافه نشد. اتفاقا شوراي شهر در بعضي جاها تخفيف هم داده است. درآمدها اضافه شد. شهر هم اداره شد. در كشور يك موج به راه افتاد. پافشاري بر اصول، تحول ايجاد ميكند و كشور ما نيازمند اين تحول است؛ اين رمز پيروزي اصولگرايان است، البته توكل به خدا لازم است، اخلاص لازم است، كار براي خدا لازم است.
احمدينژاد درباره تغييرات وسيع در مديران (اصطلاحا تغييرات اتوبوسي) گفت: گروههاي قدرتطلب هم كه همه مناصب اصلي كشور را بيست سال در اختيار گرفتهاند، همه تلاششان اين است كه از دستشان نرود. ما كه آمديم شهرداري، ميپرسيدند شما هم با اتوبوس ميآييد؟ من جواب دادم، نه، من با اتوبوس نميآيم. اگر ضرورت ايجاب كند و لازم باشد با قطار ميآيم. مناصب كه ملك شخصي افراد نيست. عدهاي هستند كه كمترين بازدهي، بيشترين تخلف، بيشترين كثافتكاري را دارند. ميگويند به اينها دست نزن. چرا؟ مگر ارث پدرشان هست؟ چرا نبايد به اينها دست زد؟ عزل اين افراد اتفاقا عين ارزش است. مناصب مال مردم است، مال حق است، مال اسلام است. يك عده ميگويند، ارث پدري من است، ارث پدري حزب است كه با هزار لطايفالحيل از يك طرف با انحصارهاي اقتصادي و رانتهاي اقتصادي و از طرف ديگر مناصب قدرت، به دست آمده است. اينها به اين سادگي نخواهند گذاشت، جنگ رواني راه مياندازند.
شهردار تهران ادامه داد: تلاش براي تخريب شهردار بسيار زياد است. پلي كه هميشه سه ساله ساخته ميشده، ما آمديم گفتيم يك ساله ميسازيم. آن آقاي وزيري كه آمده بود كلنگ بزند، فكر كرد نقطه ضعفي از ما پيدا كرده، رفت پشت تريبون گفت: چرا ميگوييد، يك ساله؟ چرا چيزي ميگوييد كه نشود و مردم مأيوس بشوند؟ آن پل يازده ماهه ساخته شده ولي انعكاس نيافت.