صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design

 



۹ فروردين ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۵:۵۸ تعداد بازديد : 3526 كد خبر : ۲۲۸۲۷

در پي انتشار يادداشت يكي از بينندگان «بازتاب» در نقد وبلاگ و وبلاگ‌نويسي در ايران، يكي از مسئولان «پرشين‌بلاگ»‌ با ارسال پيامي به وي پاسخ گفت:
بسمه‌تعالي
با سلام
در ابتدا از مسئولان «بازتاب» تشکر مي‌کنم که امکان تبادل نظر را درحوزه وبلاگ و وبلاگ‌نويسي در سايت خود ايجاد کرده‌اند. همچنين از نويسنده مقاله‌اي که در نقد وبلاگ‌نويسي در تاريخ 28 دي ماه 83 در «بازتاب» منتشر شد، تشکر مي‌کنم که با يک نوشته انتقادي، شروع‌کننده اين گفت‌وگو شده‌اند و عذر مي‌خواهم که با تأخير، اين متن را در جواب به دوستمان ارسال مي‌کنم.
قطعا هر پديده‌اي، آن هنگام که در بوته نقد گذارده مي‌شود و به ترميم نقص‌هايش پرداخته مي‌شود، پاي در مسير تکامل گذاشته است و وبلاگ‌نويسي، از اين قانون مستثني نيست.
مقاله دوستمان را مطالعه کرده و استفاده کردم. نکاتي به نظرم رسيد که ايشان را مخاطب قرار مي‌دهم و در ذيل به آنها اشاره مي‌کنم.
ـ وبلاگ‌نويسي را درباره هر چيزي نوشتن و اظهار نظر کردن با هر ادبياتي معرفي کرده‌ايد. اين تعريف کاملي از وبلاگ‌نويسي نيست. ولي با شما موافقم، قطعا فضاي آزاد دنياي مجازي وبلاگ، اين امکان را به هر کس مي‌دهد که از آنچه مي‌خواهد آزادانه و با هر ادبياتي بگويد و اين مزيت بزرگ اين حيطه است و تجربه آماري و کنترلي «پرشين‌بلاگ»، به عنوان بزرگترين سرويس‌دهنده وبلاگ فارسي، نشان‌دهنده آن است که کمتر از 1% وبلاگ‌نويسان از اين امکان و اين آزادي، سوءاستفاده کرده‌اند و مي‌توان نتيجه گرفت، جامعه وبلاگ‌نويسان ما در دنياي مجازي از جامعه ما در دنياي حقيقي قانونمدارترند! حال اينکه لحن اعتراض‌آميز يا لحن برنده و انتقادي و طنزآميز يک وبلاگ‌نويس نسبت به آنچه که ما به آن علاقه منديم، به مذاق ما خوش نيايد، به قول شما چيز ديگري است.
ـ گفته‌ايد يکي از دلايل رشد وبلاگ‌نويسي اين است که جوانان ايراني دوست دارند خود را به يک شکلي مطرح کنند و چند جاي ديگر هم با عناوين مختلف مثل علاقه به شهرت (که در هر انساني وجود دارد.در شما نيست؟) تکرار کرده‌ايد. با شما موافقم و چه چيز از اين بهتر؟ اين نشانه پويايي جامعه جوان ماست که به دنبال معرفي و مطرح کردن ذهنيات، علائق، نظرات و تفکرات خود مي‌باشد. قطعا ما به دنبال يک جامعه خمود و ساکت نيستيم. جوان، نماد خودنمايي و تکاپوست و اعتماد به نفس، لازمه حرکت او. يکي از جلوه‌هاي اين اعتماد به نفس، معرفي «خود» است و «خود» را در معرض انتقاد و تشويق ديگران قرار دادن. قطعا در جامعه‌اي که امکان اين معرفي محدود مي‌باشد و جوان‌ها حرف‌هايشان را در دل‌هايشان زنداني کرده‌اند، بهترين وسيله ابراز آن، پناه بردن به دنياي مجازي است و در نهايت هنگامي که از بالا به اين درياي دلنوشته‌ها مي‌نگريم، با يک دنياي واقعي‌تر مواجه مي‌شويم. اين دنيا، دنياي درون جامعه جوان ماست! چيزي که به خاطر قوانين از پيش تعيين شده که تاريخ مصرفشان تمام شده است و با هزار و يک ابزار، آن را سانسور کرده‌ايم! لذا اينکه گفته‌ايد وبلاگ‌ها به محلي براي تخليه روحي جوان‌ها تبديل شده که در آن مي‌توانند بلند فرياد بکشند و هر آنچه در ذهن و دل خود دارند، بيرون بريزند، بخشي از واقعيت موجود در وبلاگ‌هاست که بسيار هم ارزشمند است و اما بخش ديگرش دنياي اطلاعات مفيدي است که در اين فوران دروني در دنياي مجازي ايجاد شده است و شما با يک جستجوي ساده در مورد هر موضوع علمي که مي‌خواهيد، در يک موتور جستجوگر مانند Google ميتوانيد با آن مواجه شويد. اما اينکه خواسته‌ايد چنين جلوه دهيد که وبلاگ‌نويسان تنها و تنها به دنبال مطرح کردن خود هستند و حتي در نظراتي که براي بقيه وبلاگ‌نويسان مي‌گذارند فقط به دنبال مشتري جمع کردن براي خود هستند، به نظر من بسيار بي‌انصافي و سطحي‌نگري است. تجربه «پرشين‌بلاگ» نشان مي‌دهد که اين حرف شما در مورد کمتر از 10 درصد وبلاگ‌نويس‌ها صدق مي‌کند و باز هم تنها انتقادي که به اين دسته از وبلاگ‌نويسان وارد است، اين است که کمتر در حرف‌هاي ديگران غور مي‌کنند و نظراتشان ارزش يک نقد فکر شده را ندارد. ولي در قسمت نظرات «پرشين‌بلاگ»، بزرگترين هدف وبلاگ‌نويسي تحقق پيدا کرده است که همانا «تبادل نظر» و «انتقاد و پاسخگويي» است که در تمام عرصه‌هاي علمي، فرهنگي، ادبي، حسي، اجتماعي و غيره ايجاد شده است و باز هم در عين اين‌که امکان حذف نظرات بقيه وجود دارد، اين تجربه نشان داده است که فرهنگ شنيدن حرف مخالف، در بين وبلاگ‌نويسان بسيار رواج دارد و بر رونق وبلاگ‌ها افزوده است.
ـ اين‌که به راحتي در مورد جمعيت چند صد هزار نفري وبلاگ‌نويسان فارسي به اين راحتي اظهار نظر کرده‌ايد و به گفته خودتان، 90 درصد آنها را علاف و خودبزرگ‌بين و خودسوپرمن‌پندار و غرغرو و غيره معرفي کرده‌ايد، نشان از کم‌اطلاعي شما نسبت به اين قشر فرهيخته جامعه است. اولا همانطور که به آن اشاره کردم، جمعيت وبلاگ‌نويسان مملو از متخصصين پير و اکثرا جوان است که محتواي وبلاگ آنها نيز مملو از اطلاعات مفيد است و همچنين بلاگ‌هايي که حاوي دلنوشته‌هاي نويسنده خود هستند، ارزششان بسيار فراتر از چيزي است که شما بتوانيد درک کنيد. حال اين‌که شما در چند وبلاگ سرک کشيده‌ايد که هيچ‌کدام تخصصي نبوده‌اند و سر از حرف‌هاي آنها و احساساتي که به زبان خود بيان کرده‌اند، در نياورده‌ايد، باز هم به قول خودتان چيز ديگري است. ثانيا خلاف آنچه که شما گفته‌ايد، به نظر من وبلاگ‌نويسي و وبلاگ‌خواني، انسان را به تواضع وا مي‌دارد. اگر چند صباحي بيشتر وبلاگ بنويسيد و بخوانيد قطعا خواهيد يافت که انسان هنگامي که در درياي حضور و انديشه و احساس ديگران غوطه‌ور مي‌شود، پي به نقطه‌ضعف‌هاي خود مي‌برد و اين‌که هيچ‌کس برتر از ديگري نيست و خداوند در هر کس توانايي‌هايي متمايز از ديگران قرار داده است.
ـ گفته‌ايد برخي وبلاگ‌نويسان دنبال کار مي‌گردند و از طريق وبلاگ‌نويسي براي خود شغلي دست و پا مي‌کنند. با شما موافقم و اين را نقطه قوتي براي وبلاگ‌نويسي مي‌دانم که مايه ايجاد کار شود و چه بهتر که به گفته شما اين کار در راستاي وبلاگ‌نويسي باشد. اين‌که خيلي از روزنامه‌نگاران کار خود را از وبلاگ‌نويسي شروع کرده‌اند، نشانه تأثير مثبت وبلاگ‌نويسي در کشف استعدادها و قلم‌هاي قوي است و اين‌که شما نوشته‌هاي آنان را غيرحرفه‌اي مي‌دانيد، گمان نمي‌کنم در تخصص شما باشد و اتفاقا دنياي روزنامه‌نگاري و رسانه‌اي مدرن به سمت نزديکي بيشتر با توده مردم حرکت مي‌کند و چنين اتفاقي در جامعه ما با ظهور پديده وبلاگ‌نويسي و نفوذ وبلاگ‌نويسان به عرصه اطلاع‌رساني و رسانه‌اي، به سرعت در حال اتفاق افتادن است.
ـ به تکرار اشاره کرده‌ايد که در وبلاگ مي‌توان همه چيز گفت، حتي مي‌توان هتاکي کرد. اين جمله شما را بررسي مي‌کنم: «وبلاگ‌نويسي يعني هر آنچه در سر داريد به زبان بياوريد. در وبلاگ مي‌توان عفت کلام نداشت، مي‌توان به همه فحش داد، مي‌توان به همه تهمت زد و در يک کلام مي‌تواني هر آنچه در سر داري به زبان بياوري! اين برداشت ديگر من از وبلاگ‌نويسي است. شما با صداي بلند و در ملأ عام مي‌توانيد فحش بدهيد و حرف‌هاي رکيک بزنيد». جالب است! شما تمام آنچه در سر داري، فحش و ناسزا و حرف‌هاي منافي عفت است که در مورد بقيه هم چنين برداشت کرده‌ايد؟! يا اگر به شما آزادي بدهند تنها کاري که مي‌کني اين است که در ملأ عام به همه ناسزا بگويي؟! قطعا چنين نيست و خود شما هم مطمئنا اذعان داريد و همانطور که اشاره کردم، آمار «پرشين‌بلاگ» نيز نشان مي‌دهد که قشر کمي (کمتر از 1 درصد وبلاگ‌نويسان) پا از گليم قانون خارج مي‌گذارند و به هتاکي و تهمت و غيره مي‌پردازند که با آنها هم مقابله مي‌شود. در ثاني گفتن اين حرف، نشان‌دهنده چيست؟ مگر در جامعه حقيقي نمي‌توان فحش داد و تهمت زد؟ اگر منظورتان آزادي موجود در فضاي مجازي است که باز هم متعجبم شما چرا از ديد منفي به همه چيز نگاه کرده‌ايد! احتياجي به توضيح نمي‌بينم، چرا که آمار مذکور «پرشين‌بلاگ»، مشخص‌کننده اين است که با وجود چنين آزادي که موجب پر و بال گرفتن فضاي گفت‌وگو‌ و نقد و شکوفايي بسيار انديشه‌ها شده است، آمار تخلف از قانون بسيار کمتر از فضاي حقيقي است.
ـ بياييد تماما به جنبه‌هاي منفي يک حرکت نگاه نکنيم. اين‌که برخي‌ها اصطلاحا به وبلاگ‌نويسي، «معتاد» مي‌شوند و ساعات بسيار زيادتر از حدي را به وبلاگ‌نويسي و وبلاگ‌خواني اختصاص مي‌دهند، نشان از کمبودهاي موجود است، نه نشانه اعتيادآور بودن وبلاگ! اينکه جواني با مشکلات بسياري که در زندگي‌اش دارد، رو به نوشتن مي‌آورد و درد خود را اين‌چنين بروز مي‌دهد و مرهمي هر چند کوچک بر آن مي‌گذارد، بهتر از آن نيست که آن را به شکل ناهنجاري‌هاي اجتماعي و اعتياد به مواد مخدر و غيره نشان دهد؟ گرچه اين دسته قشر محدودي از وبلاگ‌نويسان را تشکيل مي‌دهند، اما زنگ خطري براي ماست تا بدانيم که برخي جوانان ما در دام افسردگي و تنهايي گرفتار آمده‌اند. پس به جاي اين‌که بياييم و همين يک امکاني را هم که براي همزبان شدن با ديگران دارند را از آنها بگيريم، به فکر راه‌حل باشيم. قطعا امکان انحراف در فضاي بازي مثل وبلاگ که جوان حرف خوب و بد را کنار هم مي‌شنود، بسيار کمتر از فضاهاي بسته و دوستان محدود با انديشه‌ها و تربيت‌هاي محدودي است که وي در جامعه حقيقي و در محيط بسته تربيتي خود با همه مشکلاتش، با آنها مواجه مي‌شود.
ـ در انتها با اشاره به تشبيه زيبايي که کرده‌ايد و پيچيده شدن و تکرار صداي حرف‌هاي «حسابي» از بزرگان و انديشمندان در وبلاگ‌ها را به «اکو» شدن آنها تشبيه کرده‌ايد (گرچه باز هم با ديد منفي!)، و تأييد اين فرمايش شما که در برخي موارد وبلاگ‌نويسي به تجمع برخي افکار منتقد و همصدا شدن آن مي‌انجامد، اينها را نيز نقاط مثبت اين مقوله مي‌دانم. باشد که اين تکرارها تذکري براي انسان‌هاي فراموشکاري مثل من باشد و آن تجمعات فکري و يا انتقادي منجر به رسيدن برخي صداهاي خاموش شده به گوش مسئولان امر. فضاي وبلاگ‌نويسي يک فضاي صلح‌آميز براي انعکاس درونيات و واقعيات جامعه ماست. بياييم و قدرش را بدانيم و خلاف شما، من به اين‌که ايرانيان اينچنين رو به قلم آورده‌اند و زبان فارسي را به چهارمين زبان اينترنت در زمينه وبلاگ‌نويسي تبديل کرده‌اند، افتخار مي‌کنم و آمار مستند حاکي از آن است که ارزش محتواي اين وبلاگ‌ها بسيار فراتر از برداشت محدود شما از چند وبلاگ محدود مي‌باشد. از اينکه به نوشتن مقاله‌اي انتقادي در زمينه وبلاگ همت گماشتيد تشکر مي‌کنم و اميدوارم اين تبادل‌نظرها ادامه داشته باشد.
سيد امير حسين هاشمي
عضو كوچكي از جامعه بزرگ پرشين‌بلاگ




  •   من هم به عنوان عضو كوچكي از بلاگ اسكاي با شما موافقم و اميدوارم خداوند همه را به راه وبلاگ و گفتگو هدايت كنم و به اين دوست عزيز هم از طرف ما بفرماييد به نظر شما با اين همه فشار وخفقان كه از طرف بعضي از دوستان شما بر جوانان وارد ميشود آيا جاب بهتري هم براي ابراز ايده و نظر وجود دارد احتمالا چون شما نميتوانيد به سرعت به اين دوستان دسترسي داشته و آنها را از نعمت خدادادي نوشتن محروم كنيد (مانند روزنامه نگاران به همين خاطر همه به فكر افتاده ايد كه جلوي اين حركت را بگيريد و غيره و ذالك ميبخشيد من يك جاي ديگر هم سخنراني دارم ادامه ماجرا شايد در محلي ديگر آرش(آوارترين مرد دنياي مجازي)
    Http://yah00.blogsky.com




  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :