محمدعلي ابطحي در يادداشتي در سايت شخصي خود نوشت: هفته گذشته پس از آنکه ماجراي وبلاگنويسان را در سايتم نوشتم، يک روز ديدم فردي زنگ زد بخ نام آقاي جواد تميمي. از کساني که اخيرا زنداني بوده است و توبهنامه نوشته. خيلي اصرار داشت مرا ملاقات کند. فکر کردم که اگر ملاقات نکنم، ميگويد حرف اينها را نشنيدهايم. قرار گذاشتم، آمد.
بيمقدمه به من گفت وضع مالي من و خانوادهام بسيار آشفته است. اگر به من کمک مالي کنيد که در تهران منزلي تهيه کنم، من هم مثل اميد معماريان و روزبه ابراهيمي، ميآيم اعتراف ميکنم و ميگويم که چه سختيها بر ما گذشته است.
البته اين را هم گفت که من نه انفرادي بودهام و نه کتک خوردم. خيلي تابلو حرف ميزد. شايد هم طفلک اينقدر تابلو حرف زد ميخواست به نوعي تفهيم کند که المامور معذور. گفتم که ما نه از اين پولها داريم و نه اگر داشتيم به کسي ميداديم. ضمن آنکه اصلا لازم نيست اعتراف کني و مصاحبه نمايي. او هم بدون اينکه اصرار کند، خداحافظي کرد و رفت. کمتر از ده دقيقه بعد در شکايت نيروي انتظامي ديدم که گزارش مفصلي آقاي تميمي از اين ملاقات ده دقيقهاي داده است و همان مستند گزارش نيروي انتظامي است.
به آقاي موسوي لاري زنگ زدم و ماجرا را گفتم و کلي از اين بازي خوشمزه خنديديم.
قرار شد که رسما هم به وزير کشور هم نامه بنويسم تا ايشان هم ماجراي اعزام آقاي تميمي را پيگيري کند.
بعد از چند ساعت از رفتن آقاي تميمي، پيام فضلينژاد زنگ زد که به من ستم شده و ميخواهم با شما ملاقات کنم. او را به جلسه قانون اساسي ارجاع دادم.
نميدانم اينها را که من تا به حال نديده بودم چه طور تلفن موبايل شخصي مرا داشتند.
گفتني است، جواد غلام تميمي اخيرا در نامهاي به رئيسجمهور با اشاره به اين جلسه نوشته است: هنگامي كه آقاي سيدمحمد علي ابطحي مرا به سعدآباد دعوت ميكند و قرار ملاقاتي ميگذارد، اتفاقاتي در اين ملاقات افتاده است كه بهتر است حضرتعالي نيز در جريان امر قرار بگيرند. وقتي اينجانب در پاسخ سؤال آقاي ابطحي گفتم طي دوره بازداشت نه در سلول انفرادي بوده و نه مورد شكنجه قرار گرفتهام و رفتاري جز توأم با رأفت اسلامي از سوي مأموران نيروي انتظامي و مسئولان زندان اوين نديدهام، آقاي ابطحي به اينجانب تاكيد ميكنند كه به مصلحت كشور و نظام نيست كه شما اين مطالب را با رسانهها مطرح كنيد بهتر است سكوت كنيد و حرفي در اين باره نزنيد! آقاي رئيسجمهور! جاي بسي تعجب است كه چگونه وقتي برخي از متهمين سايتهاي اينترنتي مطالب خلاف واقعي عليه نيروي انتظامي و مسئولان زندان بيان ميكنند و آقاي ابطحي تمام و كمال آن مطالب را در سايت شخصي خود براي استفاده افكار عمومي خارجي و دولتهاي بيگانه قرار ميدهد، عملي در جهت مصالح نظام صورت ميدهد اما وقتي اينجانب ميخواهم به در نظر گرفتن وجدان انسان مطالب خويش را بيان نمايم عملي برخلاف مصالح نظام و مملكت انجام خواهم داد؟ اين برخورد دوگانه چگونه توجيهپذير است؟ آقاي رئيسجمهور! ديگر شك ندارم كه آقاي ابطحي به دنبال اغفال من بوده است. همان گونه كه برخي از متهمين ديگر اين پرونده را به دنبال مطالب كذب از طريق دادن وعده و وعيد وادار كرده است.